مقاله درمورد پنی سیلین

دسته بندی داروسازی
فرمت فایل doc
حجم فایل 13 کیلو بایت
تعداد صفحات 16
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

*مقاله درمورد پنی سیلین*

مقدمه

پنی سیلین كه جزﺀ داروهای بتالاكتام می باشد در اواسط سال 1940 توسط فلمینگ كشف شد. تعداد آنتی بیوتیكهای بتالاكتام روز به روز بطور فزاینده ای افزایش می یابد. هم اكنون 46 آنتی بیوتیك بتالاكتام در ایالات متحده مورد تایید قرار گرفته است. پنی سیلین اگر در دوزهای متوسط استفاده شود عوارض سمی چندانی سوای آلرژی ندارد. در حقیقت سمیت اصلی آنتی بیوتیكهای بتالاكتام واكنشهای آلرژیك است. اولین مورد آنافیلاكسی به پنی سیلین در سال 1946 گزارش شد و اولین مرگ ناشی از حساسیت به پنیسیلین در سال 1949 بوقوع پیوست.

واكنشهای آلرژیك در 40-7 مورد از هر 1000 مورد افراد تحت درمان با پنی سیلین دیده می شود. واكنشهای آنافیلاكتیك در 15-4 مورد در هر صد هزار و مرگ و میر ناشی از آنافیلاكسی به بتالاكتام در یك نفر در هر 100000-32000 مورد تحت درمان پنی سیلین اتفاق می افتد (واكنشهای آنافیلاكتیك پنی سیلین ناشایع هستند و در 2/0 درصد از 10000 رخ داده كه 001/0 درصد از صدهزار مورد منجر به مرگ می گردد). مطالعات نشان داده اند كه بیش از نیمی از واكنشهای دارویی آلرژیك در بیماران بستری مربوط به آنتیبیوتیكهای بتالاكتام هستند. طیف وسیعی از واكنشهای ناشی از آنتی بیوتیكهای بتالاكتام گزارش شده است.

تقسیم بندی واكنشهای آلرژیك:

1_ سیستم طبقه بندی ایمونوپاتولوژیك Gell & Coombs

2_ سیستم تقسیم بندی s’Levine براساس زمان شروع واكنش

3_ تقسیم بندی براساس تظاهرات بالینی غالب

واكنشهای ایدیوپاتیك: بعضی از واكنشهای آنتی بیوتیكهای بتالاكتام پاتوژنز مشخصی ندارند و در تقسیمبندی Gell & coombs جای نمی گیرند. این واكنشها شامل كهیر، اگزانتم ماكولوپاپولر، واكنشهای حساسیت به نور، واكنشهای ثابت دارویی[1] و درماتیت اكسفولیاتیو هستند. شایعترین این واكنشها، راشهای ماكولوپاپولر هستند كه در 3-2 درصد موارد دیده می شوند.

راشهای آمپی سیلین در افراد در 5/9-2/5 درصد افراد به ظاهر سالم روی می دهد. زمانی كه در مبتلایان به عفونت E.B.V و سیتومگالوویروس یا در بیماران به ALL1 از آمپی سیلین یا آموكسی سیلین استفاده شود در 100-69 درصد موارد این راشها ظاهر می شود. سایر واكنشهای با مكانیسم ناشناخته شامل سندرم استیونس-جانسون [بصورت راش (معمولاً اریتم مولتی فرم) بعلاوه درگیری 2غـشـای مـخاطـی یـــا بیشتــر] سـنـدرم lyell و T.E.N epidermal necrolysis) (Toxic می باشند. واكنشهای پسودوآنافیلاكتیك بعد از تزریق عضلانی یا وریدی پنیسیلین پروكائین مشاهده شده است. بنظر می رسد كه این واكنشها تركیبی از عوارض توكسیك و آمبولیك باشند.

حساسیت مفرط به پنی سیلین

پنی سیلین شایعترین علت واكنشهای شدید آلرژیك دارویی در كودكان می باشد. گزارشات نشان داده اند كه آنافیلاكسی به دنبال مصرف دارو از راههای تزریقی، خوراكی، موضعی و استنشاقی بروز می كند; هر چند احتمال بروز آنافیلاكسی از راه تزریقی بیشتر از راههای دیگر است. تاكنون 6 مورد مرگ و میر ناشی از پنی سیلین خوراكی گزارش شده است. جدیدا” معتقدند كه شاید علت این تفاوت در بروز آنافیلاكسی در روش مصرف پنی سیلین مربوط به دوز تجویزی باشد. در صورتی كه پنی سیلین در دوزهای بالای خوراكی (مثلاً در درمان سوزاك) تجویز شود میزان بروز واكنشهای آلرژیك هیچ تفاوتی با تزریق عضلانی پنیسیلین پروكائین با همان دوز ندارد. از طرفی بعلت تشخیص نادرست، 85 درصد بیمارانی كه به پنی سیلین واكنش نشان داده اند ممكن است در صورت تجویز دارو بتوانند آن را تحمل نمایند.

پنی سیلین تركیبی با وزن ملكولی كم است و تنها هنگامیكه با حاملی چون پروتئین، پلی ساكارید یا غشای سلولی تركیب شود قادر به ایجاد واكنش ایمنی می باشد. متعاقب جذب پنیسیلین G، حلقه بتالاكتام باز شده با پروتئینهای بافتی واكنش نشان دلده و گروه بنزیل پنی سیلوئیل (B.P.O) تشكیل می گردد. B.P.O بعنوان شاخص اصلی حساسیت آلرژیك شناخته شده است; زیرا 95 درصد بنزیل پنی سیلین به این صورت واكنش ایجاد می كند. بقیه هاپتنهای موجودكه همانا شاخصهای فرعی هستند [Benzyl penicilloate-Benzyl penicillin كه مجموعاً (MDM) Minor determinant Mixture نامیده میشوند] عامل ایجاد كننده 5 درصد موارد واكنشهای زودرس می باشند. بنابراین برای پنی سیلین و دیگر آنتیبیوتیكهای بتالاكتام آنتی بادیهای IgE در برابر تعدادی از شاخصهای هاپتنی (اصلی و فرعی) ساخته می شوند.

واكنشهای آنافیلاكتیك پنی سیلین معمولاً به واسطه وجود IgE در برابر شاخصهای فرعی است; اگر چه بعضی از واكنشهای آنافیلاكتیك در بیمارانی كه فقط آنتی بادی IgE اختصاصی دارند اتفاق می افتد. واكنشهای كهیری تسریع شده و تاخیری معمولاً ناشی از IgE اختصاصی پنیسیلوئیل است (شاخص اصلی). IgE و IgM اختصاصی برای B.P.O موجب بروز كم خونی همولیتیك، بثورات ماكولوپاپولر و كهیر می شوند.

پاسخ ایمنی به آنتی بیوتیكهای بتالاكتام در درصد كمی از بیماران مصرف كننده پنی سیلین روی می دهد و فقط در كسری از این بیماران تظاهر بالینی آلرژی بتالاكتام حادث می شود. بروز پاسخ ایمنی به آنتی بیوتیكهای بتالاكتام احتمالاً منشأ ژنتیكی دارد. نیمه عمر آنتی بادیهای IgE علیه بتالاكتام میتواند به كوتاهی 10 روز تا بیشتر از 1000 روز باشد. قاعدتاً در فردی كه پاسخ آنتی بادی IgE اختصاصی بتالاكتام به صورت مداوم دارد خطر واكنشهای آلرژیك به آنتی بیوتیكهای بتالاكتام بیشتر از كسانی است كه آنتی بادی IgE آنها سریعاً ناپدید می شود.

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مقاله درمورد قدیمی ترین واکسن BCG

دسته بندی داروسازی
فرمت فایل doc
حجم فایل 20 کیلو بایت
تعداد صفحات 30
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

*مقاله درمورد قدیمی ترین واکسنBCG*

بررسی متون:

Bacille Calmette Guerin vaccine:

(BCG):

BCG قدیمی ترین واكسنی است كه هنوز از آن استفاده می شود و تا به حال به حداقل 4 بیلیون فرد داده شده است و استفاده از آن به صورت رویتن از سال 1960 آغاز شده است در همة كشورها به جز Netherland و united state . هنوز به رقم استفاده گسترده ازBCG ، سل به عنوان عامل مرگ زیادی در جهان باقی مانده است و بیان میشود كه حدود% 3/1 مردم جهان در حال حاضر به مایكوباكتریوم توبركلوزیس مبتلا هستند و سالانه 2 تا 3 میلیون مرگ ناشی از این ارگانیسم وجود دارند . گرچه بسیاری از كشورهای پیشرفته راههایی را برای كنترل آن پیدا كرده اند اما بروز این بیماری در بسیاری از مناطق فقیر جهان هنوز رو به افزایش است . اثر این واكسن در افراد مختلف بسیار متفاوت است . بعضی اوقات حفاظتی بسیار قوی انجام می دهد و گاهی در بعضی افراد هیچ اثری ندارد . بسیاری از مشكلات در ارزیابی واكس BCG مربوط می شود به توبركلوزیس و دیگری مشكل كمبود آزمایشگاههای قابل اعتماد و ماركرهای سرولوژیك برای ایمنی نسبت به مایكوباكتریوم و همچنین عدم امكان استفاده از مدلهای حیوانی است . و عدم رعایت نكایت لازم در تزریق واكسن جهت ایجاد ایمنی كافی .

دو عامل هم اكنون باعث شده كه واكسن BCG دوباره در كشورهای پیشرفته بیدرنگ موردتوجه قرار بگیرد 1) تداخل بین توبركلوزیس و عفونت با HIV2) گسترش سل به دلیل مقاومت بعضی شاخه های آن به دوراروی ازونیازید وریفامپین بنابراین مطرح شده كه انجام واكسیناسیون BCG در این كشورها باید به صورت روتین و بوقت در افراد پر خطر انجام شود .

در سال 1982 Robert koch باسیل كه را كه عامل تربركلوزیس انسانی بود كشف كرد كه به عنوان مایكوباكتریوم توبركلوزیس شناخته شد . همة اعضای این گروه اسید فاست هستند . هر شاخه از مایكو باكتریوم خصوصیات واحد را از نظر مایكولیك اسید دارد .

بسیاری از شاخه های مایكوباكتریوم خصوصیات رشد شبیه به هم و واكنشهای بیوشیمیائی مشترك با هم دارند و جزء یك كمپكس طبقه بندی می شوند . 3 گروه مایكوباكتریوم توبركلوزیس ، مایكوباكتریوم آفریكانوم ، مایكوباكتریوم اولسرانس 3 عامل اولیة پاتوژن انسانی هستند . مایكوباكتریوم بویس چهارمین عضو این كمپكس باعث توبركلوزیس در حیوانات می شود ولی می تواند عامل عفونت انسانی هم شود . در آنهایی كه در تماس نزدیك یا حیوانات آلوده هستند یا شیر حیوانات الوده به این ارگانیسم را می خورند ولی هیچگاه این موضوع به صورت قطعی بیان نشد كه چرا Calmette و Guerin شاخة مایكوباكتریوم بویس را برای ساختن واكسن توبركلوزیس استفاده كردند مدت كوتاهی بعد از كشف كخ مایكوباكتریومهای non-tuberculaus هم كشف شدند و تا سال 1940 هنوز به عنوان عامل پاتوژنز انسانی شناخته نشده بودند .

میزان مرگ و میر ناشی از سل در اروپا 700 در 000/600 و در آمریكا 400 در 000/100 بود كه این میزان تا سال 1900 به دلیل پیشرفت شرایط اقتصادی و اجتماعی از استفاده از واكس BCG به 200 در 000/100 و تا سل 1950 به 26 در000/100 در اروپا رسید . كشف این موضوع كه تو بر كلوزیس یك بیماری عفونی است باعث چند پیشرفت شد :

1) باعث پاستوریزه كردن شیرگاو شد تا عامل بیماری انسانی یعنی مایكوباكتریوم bovis حذف شود .

2) سومین پیشرفت ساخت واكسن BCG بود .

3) آخرین آن كشف داروهای ضندتوبركلوزیس كه می توانست بیماری درمان و از پیشرفت عفونت جلوگیری كند . اینها باعث توانایی كنترل توبركلوزیس در آمریكا شد .

بیماری سل چند مرحله دارد : 1) Tuberculous infection كه در آن است پوستی مشبت است ولی علائم رادیوگرافی سنیه نرمال است و هیچ نشانه ای از بیماری نیست . 2) Tuberculous Disease وقتی است كه علائم كلینیكی ریوی و خارج یكی ظاهر می شود 3 3) Tuberclosis به خود بیماری بر می گردد ممكن است از زمان عفونت تا شروع بیماری هفته ها یا ماهها بگذرد و این فاصله یكی از فاكتورهایی است كه واكسن BCG را در استفاده سخت كرده است . (1)

در مقاله از claiciuI، Barbulescu R، Popescu E، poential ، Iliesurf در سال 1975: در این مقاله مطالعه روی 167 مورد افرادی كه بعد از تجویز BCG دچار Adenitis شدند انجام شد. ابتدا 1187 نوزاد تازه متولد شده توسط دو گروه واكسن از دو لابراتوار مختلف واكسینه شدند. تظاهرات Adenitis پیشرفته فقط بعد از تجویز واكسن با ویرولانس بالا و غلظت قابل توجه جرم زندة واكسن B فقط یك Adenitis التهابی ایجاد شد. در گروهی كه واكسن A درافت كرده بودند در تزریق اینترادرمال وقوع Fistulizatio در كودكانی كه دوزهای mg1/0 و mg05/0 واكسن دریافت كرده بودند به ترتیب 79/7% و 68/6% بود. در بیشتر موارد پیشرفت ADENITIS در 6 ماه اول دریافت واكسن بود (77/86%)

ولی در بعضی موارد بعد از 2-1 سال بود. در (%3/78) موارد آدنیت طولانی بود و فقط در 7/21% موارد به سرعت پیشرفت كرد. آدنیت وضعیت عمومی كودكان را درگیر نكرد ولی توجه خانواده‌هایشان را به آن جلب كرد. طول مدت تكامل آدنیت از ماهها تا 2-1 سال یا حتی بیشتر بود و درمان با INH توبر كلواستاتیك ها اثر خیلی مهمی در تغییر تكامشتان نداشت. وقتی تمایل برای تشكیل آسبه بود مخصوصاً در Adenitisهای بزرگ و غول پیكر كاهش سیر تكامل آنها بوسیلة puncture عملی بود، مخصوصاً با كورتاژ لنف نودها. در اینجا پیشنهاد می شود قبل از استفاده از واكسن باید تست انجام داد مخصوصاً در كودكان جوان تا یك انتخاب درست از دوز مؤثر با بیشترین اثر و كمترین عوارض انتخاب شود.(2)

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود