مبانی نظری و پیشینه تحقیق پذیرش اجتماعی

مبانی نظری و پیشینه تحقیق پذیرش اجتماعی

دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل docx
حجم فایل 203 کیلو بایت
تعداد صفحات 22
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

پذیرش اجتماعی
بررسی مفهومی پذیرش اجتماعی
الف) ابعاد معنایی
ب) بعد تحلیلی
تعریف پذیرش اجتماعی
اندازه گیری پذیرش اجتماعی
نظریه های تحلیل رفتار و پذیرش اجتماعی
1-نظریه اشاعه نوآوری ها
2- نظریه کنش منطقی
3- نظریه رفتار برنامه ریزی شده
4- مدل توسعه یافته انتظارات منطقی
پیشینه پذیرش اجتماعی
منابع فارسی
منابع لاتین

پذیرش اجتماعی
منظور از پذیرش اجتماعی، درک فرد از جامعه با توجه به خصوصیات سایر افراد است. پذیرش اجتماعی شامل پذیرش تکثر با دیگران، اعتماد به خوب بودن ذاتی دیگران و نگاه مثبت به ماهیت انسان¬ها است که همگی آن¬ها باعث می¬¬شوند فرد درکنار سایر اعضای جامعه انسانی، احساس راحتی کند. کسانی¬که دیگران را می¬پذیرند به این درک رسیده¬اندکه افراد بطورکلی سازنده هستند. همان¬ گونه¬ که سلامت روانی شامل پذیرش¬ خود می¬شود، پذیرش دیگران در جامعه هم می¬تواند به سلامت اجتماعی بینجامد (Keyes 1998: 121-140). افراد برخوردار از این بعد از سلامت، اجتماع را به صورت مجموعه¬ای کلی و عمومی درک می¬کنند که از افراد مختلف تشکیل شده است و به دیگران به عنوان افراد با ظرفیت و مهربان، اعتماد و اطمینان دارند و باور دارند که مردم می¬توانند ساعی و مؤثر باشند. این افراد دیدگاه مطلوبی دربارة ماهیت انسان دارند و با دیگران احساس راحتی می¬کنند. پذیرش اجتماعی مصداق پذیرش از خود است. در پذیرش اجتماعی، فرد نگرش مثبت و احساس خوبی نسبت به خودش و زندگی گذشته¬اش دارد و با وجود ضعف¬ها و ناتوانایی¬هایی که دارد، همة جنبه-های خود را می¬پذیرد (Keyes & Shapiro 2004: 19-31).
ساپ و هارود پذیرش اجتماعی را دیدگاه مرجعی تعریف کرده¬اند¬که بیانگر نظرات یک نظام اجتماعی گسترده باشد. ساپ از آن به عنوان بعد جدیدی از نگرش هنجاری یاد می¬کند(Sapp & Harrod 1989: 420-4388)). ریشه¬های آغازین این نوع تعریف از پذیرش اجتماعی را باید به نظرات شیبوتانی(1955) تحت عنوان گروه¬های عمومی مرجع نسبت داد. بر طبق نظر ساپ و هارود، این مفهوم تکمیل یافته دو دسته از گروه¬های مرجع هستند. اولی نوع مقایسه¬ای¬که افراد در آن برای ارزیابی یک رفتار خاص استفاده می¬کنند و دومی نوع هنجاری آن که برای شکل¬گیری و ثبات رفتار کاربرد دارد. آدامز پذیرش اجتماعی را به جایگاه و اعتبار یک رفتار در بین گروه¬های هدف آن رفتار تعریف کرده است(Adams & et a1 2000: 252-262). ون در وال در تعریفی دیگر، پذیرش اجتماعی را نبود مانع و مخالفت برای اجرای یک سیستم تعریف نموده است((Vander Wal 2004: 181-187). هور¬بی وگروتر پذیرش را نوعی تمایل و یا پاسخ مثبت دادن به چیزی دانسته¬اند(هارنبی و دیگران، 1376: 1155). اریکسون و دیگران چگونگی پذیرش اجتماعی را میزان درجه ارزیابی مثبت یا منفی از یک موضوع خاص تعریف کرده¬اند(Eriksson &Nordlund 2006: 15-266). از سوی دیگر اسچاد و اسچلاگ معتقد هستند که تعاریف ارائه شده در خصوص این موضوع با یکدیگر متناقض هستند. این دو در یک نگاه دقیق¬تر به موضوع، دو واژه پذیرش و میزان پذیرش را از یکدیگر جدا دانسته و برای هر یک معنای خاصی قائل شده¬اند. بدین شکل که از پذیرش می توان دو معنا استنباط کرد. نخست نگرشی مثبت و تأییدگونه به سوی یک موضوع خاص و معنای دوم که عبارت است از مطابقت رفتار با اهداف کلان و عینی سیستمی که قرار است اجرا گردد. این دو اولی را پذیرش نگرشی و دومی را پذیرش رفتاری معنا نموده¬اند. در واقع پذیرش نوعی رفتار به شکل کنش و واکنش نسبت به یک هدف خاص و میزان پذیرش نگرشی است تأییدی به سوی یک هدف خاص(Schade & Schlag 2003: 45-61). محققین دیگری نیز از جمله شویتما (2010) از همین تعریف برای مطالعه خود استفاده کرده-اند.
سال های نوجوانی مرحله مهم و برجسته رشد و تكامل اجتماعی و روانی فرد به شمار می رود. در این مقطع سنی نیاز به تعادل هیجانی و عاطفی، خود آگاهی، برقراری روابط سالم با دیگران، كسب مهارت های اجتماعی لازم در دوست یابی، از مهمترین نیازهای نوجوانان است (شعاری نژاد، 1377)
گروهی از انسان ها همیشه مطابق با نظرات و اعتقادات خود صحبت می كنند. اگر از آنها در مورد موضوعی سؤال شود با صداقت به سئوالات پاسخ می دهند، در عقاید خود ثابت قدم هستند و تحت هر شرایطی پاسخ یكسان به سؤالات می دهند. حتی اگر پاسخ های آنها طرد اجتماعی به دنبال داشته باشد(گنجی، 1384). گروهی دیگر طوری حرف می زنند كه مورد تایید دیگران قرار بگیرند. اگر از آنها در مورد موضوعی سؤالی شود به نحوی پاسخ می دهند كه فكر می كنند دیگران دوست دارند آن طور پاسخ داده شود. سعی می كنند با قواعد و هنجارهای اجتماعی سازگاری نشان دهند و از طرد اجتماعی در امان بمانند. حرف زدن و رفتاركردن مطابق انتظارات دیگران را پذیرش اجتماعی می نامند. بنابراین پذیرش اجتماعی همانند یك پیوستاری است كه در یك انتهای آن پذیرش اجتماعی خیلی بالا، یعنی افرادی قرار دارند كه نظرات و تجربیات خود را در مصاحبه ها و پاسخگویی به سئوالات تغییرشكل می دهند و در انتهای دیگر پذیرش اجتماعی پائین یعنی افرادی ر ا شامل می شود كه به هیچ وجه نظرات و تجربیات خود را تغییرشكل نمی دهند (گنجی، 1384).

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری تعاریف و مفاهیم دین

مبانی نظری تعاریف و مفاهیم دین

دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل docx
حجم فایل 80 کیلو بایت
تعداد صفحات 44
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

فصل دوم: دین
2-1- مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………….
2-2- مفهوم دین ………………………………………………………………………………………………………….
2-2-1- معنای لغوی …………………………………………………………………………….
2-2-2- معنای اصطلاحی دین …………………………………………………………….
2-2-3- ابعاد دین …………………………………………………………………………………
2-3- منشاء دین …………………………………………………………………………………………………………..
2-3-1- علل پیدایش دین ……………………………………………………………………
2-3-2- علل پذیرش دین …………………………………………………………………….
2-4- کارکرد های دین …………………………………………………………………………………….
2-4-1- کارکرد های فردی ………………………………………………………………….
2-4-1-1-معرفت زایی ……………………………………………………………..
2-4-1-2- کارکرد احساسی (بهداشت روانی ……………………………
2-4-1-3- کارکرد اخلاقی و رفتاری ……………………………………….
2-4-2- کارکرد های اجتماعی ……………………………………………………………
2-4-2-1- همبستگی ………………………………………………………………
2-4-2-2- آزادی و عدالت اجتماعی ………………………………………
2-4-2-4- هویت سازی …………………………………………………………….
2-5- طبقه بندی ادیان …………………………………………………………………………………
2-5-1- ادیان غیر توحیدی ………………………………………………………………..
2-5-2- ادیان توحیدی ……………………………………………………………………….
2-5-2-1- زرتشت …………………………………………………………………….
2-5-2-2- یهودیت ……………………………………………………………………
2-5-2-3- مسیحیت …………………………………………………………………
2-5-2-4- اسلام ……………………………………………………………………….
2-6- مساله تعدد ادیان ……………………………………………………………………………….
2-6-1- انحصار گرایی ……………………………………………………………………….
2-6-2- شمول گرایی ………………………………………………………………………..
2-6-3- کثرت گرایی …………………………………………………………………………
2-7- نگاهی به اصول مشترک ادیان …………………………………………………………….
2-8- جمع بندی و نتیجه گیری ………………………………………………………………….

1-
1-1- مقدمه

انسان از خاک تهی پا به عرصه نادانی هایش نهاد و در لحظه ای تهی از آنچه که نمی توانست داشته باشد، در پی ساختن مفهومی از خود بود تا در این ناتوانی درک به خود انگیزه ای از برای بودن و دانستن ارزانی دارد؛ آرام آرام او در تاریکی مطلق از دانستن دست می ساید و برای فردا، داشت هایی نه چندان از سر دانایی گرد هم می آورد، برداشت هایی متفاوت و گوناگون به او حس غریب وجود را القا می کند و او در میان جمعی از دانسته ها که برایش در عین تازگی از ارزش هایی متفاوت بر خوردارند، غلت می خورد. او نمی داند چرا گاه از آنچه می یابد خشنود می شود، گاه متعجب؛ گاه می هراسد و گاه می رنجد؛ او بیشتر می آموزد؛ خواسته هایش، نیرو هایش و ناتوانی هایش برایش آشکار می گردند؛ و او سخت به دنبال طنینی است که مدهوشش می سازد، فهم طنینی گنگ، طنینی از جنس “الست بربکم”؛ شاید اصطلاحی که یونگ آن را “قدرت قاهره” می خواند و اذعان می کند که انسان آن را به صورت ارواح، شیاطین، خدایان، قوانین، صورت مثالی، کما مطلوب و غیره مجسم می سازد. همان طنینی که انسان به دنبال فهم شعور مندانه آن است. یونگ از این مطلب استفاده می کند و مفهومی را مطرح می سازد که حاصل آن مراقبت، تذکر و توجه دقیق به عواملی موثر در زندگی زندگی است که انسان به آنها “قدرت قاهره” اطلاق می کند و این مفهوم را همانا دین می نامند.(مورنو، 1380، ص63)
دین یکی از وجوه امتیاز بشر است که از دیگر نشانه ها مانند درک عشق، آگاهی و قدرت زیبایی شناسی متمایز تر به نظر می رسد. در تاریخ بشر هرگز قبیله ای وجود نداشته که به گونه ای دین نداشته باشد.
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو دلم نشستی
سعدی
با توجه به نقش اساسی مساله دین در این پژوهش، این فصل به بررسی اجمالی این موضوع خواهد پرداخت از این رو نخست منظور از دین به طور خلاصه بیان شده سپس ابعاد دین و کارکرد های آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت؛ در نهایت با توجه به وجود دین های متفاوت در جهان طبقه بندی ادیان، مساله تعدد ادیان و رویکرد اندیشمندان نسبت به آن به طور خلاصه ارایه خواهد شد.

1-2- مفهوم دین

واژه “دین” در ردیف آن دسته از مفاهیمى قرار دارد كه همواره در میدان آرا و نظرات گوناگون صاحب‏نظران قرار داشته است(مصباح یزدی، 1365، ص28) و به دست آوردن یك توافق مشترك در باره آن بسیار مشكل، بلكه محال است، تا جایی که عده‏اى از محققان آن را قابل تعریف نمى‏دانند.(1984، ص9- مطهری،1363، ص117)
رابرت ا.هیوم (1372) در كتاب ادیان زنده جهان مى‏گوید: “دین به اندازه‏اى ساده است كه هر بچه عاقل و بالغ مى‏تواند یك تجربه دینى حقیقى داشته باشد و به اندازه‏اى جامع و پیچیده است كه براى فهم كامل و بهره‏گیرى تام از آن نیازمند تجزیه و تحلیل مى‏باشد.” (ا.هیوم، 1372، ص18) میرچا الیاده نیز در دایرة المعارف دین نیز آورده: “شاید هیچ كلمه‏اى غیر دین نباشد كه همواره و آشكارا خیلى صاف و ساده به كار رود؛ ولى در واقع، نمایانگر نگرش هایى باشد كه نه فقط بسیار متفاوتند، بلكه گاه مانعة الجمع‏اند.”(الیاده،1374،ص202) “تنها در غرب، آن قدر تعریفات فراوان از دین پدید آمده است كه حتى ارائه فهرست ناقصى از آن غیر ممكن است.” (خرمشاهی،1373،ص 85)
لذا موضوع «دین» از چنان گستردگى و وسعتى برخوردار است كه به طور طبیعى، نمى‏توان از یك بعد و یا منظر خاصى به تحقیق و بررسى آن پرداخت.( ا.هیوم،1372،ص24) به هر روی مسلما لازم است مقصود از دین در این پژوهش – تاحد امکان واضح – مشخص گردد. بدین ترتیب، ارزیابى دیدگاه‏هاى گوناگون و متنوّع، می تواند روشن‏كننده وجوه گوناگون موضوع باشد.

1-2-1- معنای لغوی دین
به لحاظ لغوی واژه “religion” از ریشه لاتین”religio”، به معنای برقرار ساختن مجدد رابطه است(تالیافرو، 1998،ص22) و آگوستین آن را به معنای عبادت می دانست. فعالیتی که به واسطه آن مردم آگاهانه برای احترام و ستایش خدا رو به سوی او می کنند. بنابراین می توان آن را برقراری مجدد رابطه فراموش شده یا گسسته شده میان خدا و بندگان از طریق عبادت دانست.(گریفیتس، 2002، ص3) واژه “دین” نیز واژه ای عربی است که به معانی گوناگون از جمله، جزا، اطاعت، قهر و غلبه، عادت، انقیاد، خضوع، پیروی و مانند آنها آمده است.(یزدانی، 1389، ص3)

1-2-2- معنای اصطلاحی دین
در مورد معنای اصطلاحی دین جیمز لوبا (1912) تعاریف دین را به سه دسته عقلگرایانه، عاطفه گرایانه و عمل گرایانه تقسیم می کند.
– تعاریف عقل گرایانه: این گونه تعاریف دین را نوعی معرفت می دانند یعنی مجموعه از باورها که موجب پیدایش معرفت خاصی در انسان می شود. برای مثال هربرت اسپنسر می گوید:”ذات دین ایمان به این است که همه چیزهای تجلیات قدرتی هستند که فراتر از حد معرفت ماست.”(هیوم، 1385، ص23) و به گفته ماکس مولر دین ایمانی است مستقل از حس و عقل و علی رغم آن که بشر را قادر میسازد که امر لایتناهی را درك کند. (مولر، 1893 ، ص 13)
– تعاریف عاطفه گرایانه: همچون تعریف شلایر ماخر متکلم پروتستانی آلمانی که دین را احساس وابستگی مطلق به چیزی دیگر می داند. ویلیام جیمز نیز با تاکید بر این جنبه می گوید: “دین عبارت است از تاثرات و احساسات و رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی و دور از از همه وابستگی ها رخ می دهد.” (جیمز،1367،ص6)

2- 1- جوان
همانطورکه در مقدمه عنوان شد، محوریت مرکز محله مورد نظر، جوان و سپری کردن اوقات فراغت وی با رویکرد کارآفرینی و اصلاح الگوهای ذهنی وی می باشد.حال به بررسی جوان به عنوان محور بحث می پردازیم.

2- 1- 1- تعریف جوان
جوانی به زمانی میان کودکی و میانسالی در زندگی هر فرد گفته می‌شود. به طور تقریبی برابر است با سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی .جوانی همچنین با نمود، طراوت، نیرومندی، روح و.. بعنوانِ شخصی که جوان است نیز تعریف شده است. (مک میلان،1981،ص115)
در سراسر جهان، اصطلاحات جوان و نورسیده غالباً به یک مفهوم گفته می‌شوند. جوانی به دوره‌ای از زندگی گفته می‌شود که نه کودکیست و نه بزرگسالی. بلکه جایی میانِ این دو است. وقتی می‌گوییم او جوان است جوانی، بعنوان مشخصه یک نگرش خاص از نوع رفتار شخص است.
در تعریف جوان و جوانی عمدتاً به مشخصه بلوغ روانی و ظهور رفتارها و حالات پس از دوران کودکی و نوجوانی توجه می‌کند و به همین نحو یک فیز‌یولوژیست آثار رشد و بلوغ فیزیولوژیکی را در اشخاص مد نظر قرار می‌دهد.
جوان حلقه اتصال دو نسل است :1- نسل گذشته 2- نسل آینده
هرگونه سخنی در مورد جوان در عین سادگی بسیار مشكل و پیچیده است، زیرا احتیاج به معرفت و شناخت كامل این دو نسل دارد. شناخت این نسل یعنی شناخت روحیات، شناخت تمایلات، شناخت احساسات، شناخت خواسته‌ها و توانمندی‌های جوان. پس اگر نتوانیم تفسیری صحیح و منطقی از جوان داشته باشیم، نمی‌توانیم او را دریابیم و مهم‌ترین نكته اینجاست كه او نیز از خود، محیط خود، آینده خود و هدف آفرینش تفسیر روشن و همگون داشته باشد.

2- 1- 2- جوان و رهیافت¬های آن
اگر به مطالعات علمی در خصوص جوانان که بیشتر از نیمه دوم قرن بیستم به بعد انجام شده‌اند نظری بیفکنیم متوجه می‌شویم که در مطالعات مربوط به مسائل جوانان رهیافت‌های گوناگونی وجود داشته است. در بررسی تماس که انجام شده می‌توان چهار رهیافت عمده ذیل را از یکدیگر تفکیک کرد: رهیافت روان شناختی، رهیافت عمده ذیل را از یکدیگر تفکیک کرد: رهیافت روان شناختی، رهیافت تنکردشناختی، رهیافت جامعه‌شناختی و رهیافت جمعیت شناختی. در سال‌های اخیر به علت توجه و حساسیت بیشتر جوامع بر مسائل اجتماعی و توسعه‌ای آن چه بیشتر مطرح بوده، رهیافت جامعه‌شناختی و جمعیت شناختی است. رهیافت‌های جامعه شناختی را می‌توان در مطالعات فرهنگی و خرده فرهنگی مربوط به جوانان مشاهده کرد و رهیافت جمعیت شناختی را در مدیریت توسعه و برنامه‌ریزی دولتی که با اهداف آماری همراه است، مشاهده کرد. با این حال ضمن تأیید مجزا بودن چهار رهیافت فوق باید متذکر شد که رهیافتی تلفیقی از این رهیافت‌ها وجود دارد که از طرف برنامه‌ریزان امور جوانان اتخاذ می‌شود. برنامه‌ریزان و سیاستگذاران خاص مسائل جوانان با اعتقاد به این که مسئله جوانان مسئله‌ای فرا بخشی است و نمی‌توان آن را در یک حوزه‌ی خاص مورد بررسی و رسیدگی قرار داد. اقدام به اتخاذ رهیافت چند بخشی می‌کنند. در رهیافت چند بخشی هم به مسائل روان شناختی، تنکرد‌شناختی و جامعه شناختی جوانان توجه می‌شود و هم مسائل جمعیت شناختی جوانان در رهیافت چند بخشی به طور همزمان مسائل کیفی و کمی جوانان در نزد پژوهشگران و سیاستگذارانی که در حوزه‌های مختلف علم و عمل مشغول هستند، متفاوت است و این به علت رهیافت‌ها و منظر‌های مختلفی است که نسبت به موضوع مورد مطالعه‌ خود دارند. این موضوع زمانی که چند ملت مختلف را مورد مقایسه قرار دهیم به وضوح مشهود است، زیرا در کشورهای مختلف تعاریف متفاوتی از جوان و جوانی در نزد برنامه‌ریزان امور جوانان وجود دارد به طوری که جوانان را در گروه‌های سنی تقریباً متفاوت قرار می‌دهند. برای نمونه، جوانان در جمهوری اسلامی ایرانی گروه سنی 14 تا 29 سال، در اتریش گروه سنی 15 تا 25 سال ، در مالزی گروه سنی زیر 40 سال، و در تایلند گروه سنی صفر تا 30 سال تعریف شده‌اند. به طور کل تعاریفی که از سوی بیشتر کشورهای جهان ارائه شده است معدل 15 تا 25 سال را شامل می‌شوند. در نزد سازمان‌های بین‌المللی نیز این تنوع و تکثر در تعریف از جوانان به چشم می‌خورد. برای نمونه، یونسکو که خود تحت نظام ملل متحد قرار دارد در تعریف خود از جوانان گروه سنی 15 تا 40 سال را پیشنهاد داد که مورد توافق بین‌المللی هم قرار گرفت، در حالی که بخش اطلاعات ملل متحد و دیگر برنامه‌ها و ارگان‌های ملل متحد تعریف ارائه شده از سوی واحد جوانان ملل متحد مستقر در اداره امور اجتماعی و اقتصادی دبیرخانه ملل متحد را پذیرفته‌اند: یعنی گروه سنی 15 تا 24 ساله. (مک میلان،1981،ص115)
در مطالعه‌ای که سازمان ملل متحد تحت عنوان «وضعیت جهانی جوانان در دهه‌ی 1990» انجام داده است این تعریف از جوانان ارائه شده است:” جوانی مرحله‌ای انتقالی از علایق و آسیب پذیری‌های کودکی به حقوق و وظایف بزرگسالی است. جوانی مرحله‌ وظایف، مسئولیت‌ها و مشکلات جدید است و نوجوانی معمولاً به عنوان دوره‌ای موقت شناخته می‌شود که طی آن جامعه فرد را به عنوان یک کودک محسوب نمی‌کند، اما در عین حال به او موقعیت‌ قانونی یک بزرگسال را نیز اعطا نمی‌کند. جوانان به هنگام بلوغ معمولاً از موقعیت کامل بزرگسالان و حقوقی چون تشکیل خانواده اشتغال به کار و حقوق سیاسی برخوردار نیستند. قبل از این که جوان فرصت داشته باشد از این مرحله انتقالی که جوانی نامیده می‌‌شود عبور کند اغلب با مشکلات گوناگونی در زمینه‌های بهداشت، مسائل خانوادگی مانند (خانواده و نزدیکان) مسائل آموزشی، رشد و پیشرفت مواجه می‌شود. در بعضی از کشورهای توسعه یافته کلمه‌‌‌ی جوانان می‌تواند معنای اجتماعی و اقتصادی داشته باشد. مانند کار تمام وقت، ازدواج و بچه‌دار شدن ( و نیز تا حدودی نحوه زندگی بزرگسالان) دختران و زنان جوان در مرحله‌ی جوانی سریعاً نحوه‌ی زندگی بزگسالان را می‌پذیرند. بر این اساس تعریف جوان به عنوان فرد بین 15 تا 24 سال تعریفی مناسب برای کل جوانان و تحلیل آماری گروه‌های مختلف سنی به نظر می‌رسد. واژه جوان معانی گوناگونی در نقاط مختلف جهان دارد که تنها از طریق سن (تقویمی) افراد معنا پیدا نمی‌کند. با این حال، در فرهنگ و تاریخ کشورها نیز این نکته قابل بحث است که جوانی دوره‌ای خاص از زندگی تلقی نمی‌شود و معیار سن و سال بر آن حاکم نیست. اگر در تاریخ ادبیات ملت‌های مختلف نظری بیفکنیم این واقعیت کاملاً مشهود است که اکثریت ادیبان و حکیمان دردوران ما قبل مدرن هیچ معیار سنی خاصی برای جوانی قائل نیستند و جوانی را مجموعه‌ای از رفتارها، هنجارها، عادات امیال، آرزوها، آزادی‌ها، بی‌قیدی‌ها و آرمان‌های ضد و نقیض می‌دانند که توأم با عشق، صفا، وفا، خوشگذرانی و‍ آزادی‌های فارغ از جهان کار و تعلقات زندگی مادی است. در نگاه سنتی به جوان و جوانی ، معیار سن و سال برای تعریف جوانی کاری بی‌معنا‌ست و این مسئله‌ خود به سبک زندگی سنتی و جایگاه و چگونگی نظام آموزش در زمان گذشته‌های دوربرمی‌گردد در دوران ما قبل مدرن دانش آموزان علاقمند به شرکت در جلسات درس (جمعیتی از افراد نا بالغ گرفته تا افراد میانسال) بدون رعایت سن و سال در حلقه‌های مشترک درسی و بحث حاضر می‌شدند. همچنین در متون و ادبیات ما قبل مدرن نیز هیچ اثری از معیارهای جوانی مدرن مانند سن و سال و دوره‌ طولانی تحصیلات دیده نمی‌شود و بیشتر بر معیارهای عشق، خوشگذرانی ، شور و حال و توان و قدرت مردانه تأکید می‌شود. ( شرفی،1390،ص50)

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری فرهنگ وتوسعه فرهنگی، مشکلات اجتماعی، رابطه شهر و رفتار آنومیک، بافت فرسوده

مبانی نظری فرهنگ وتوسعه فرهنگی، مشکلات اجتماعی، رابطه شهر و رفتار آنومیک، بافت فرسوده

دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل docx
حجم فایل 474 کیلو بایت
تعداد صفحات 130
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

2-1. فرهنگ :
2-1-1-کلیات:
2-1-2. واژگان فرهنگ در زبان پارسی:
2-1-3. فرهنگ از دیدگاه باستان شناسی:
2-1-4. فرهنگ از دیدگاه جامعه شناسی:
2-1-5. فرهنگ توده ای
2-1-6. فرهنگ عامیانه
2-1-7. فرهنگ پذیری
2-1-8. وجوه مختلف فرهنگ
2-1-9. لزوم آموزش فرهنگ و پیشبرد آن در جامعه:
2-1-10. در جست و جوی یک رویکرد فرهنگی
2-1-10-1- فرهنگ امروز:
2-1-10-2- نیاز فرهنگی امروز جامعه ایران:
2-1-11. توسعه فرهنگی
2-1-12. آموزش و فرهنگ
2-1-12-1. انتقال فرهنگ:
2-1-12-2. ارزش سنجی میراث فرهنگی و فرهنگ گذشته:
2-1-12-3. توسعه و پیشرفت فرهنگی:
2-2. مشکلات اجتماعی
2-3. آنومی و جرم
2-3-1- عوامل اجتماعی موثر در پیدایش آنومی
2-3-2. عوامل اقتصادی مؤثر در پیدایش آنومی
2-3-2-1- فقر و نیاز مالی
2-3-2-2. بیکاری
2-3-2-3- هزینه های اقتصادی ارتکاب جرم
2-3-2-4. عدم تعادل رشد و توسعه اقتصادی
2-3-2-5. تورم
2-3-3- عوامل فرهنگی مؤثر در پیدایش آنومی در جامعه
2-3-3-1. عامل درهم شکستگی ساختار فرهنگی
2-3-3-2. عامل ایجاد کننده خرده فرهنگ کجرو
2-3-3-3. عدم تجانس فرهنگی
2-3-3-4. عوامل محیطی موثر در پیدایش آنومی
2-3-4. رابطه رفتار آنومیک با سن و جنسیت
2-3-4-1- جرایم خاص زنان
2-3-4-2- بزهکاری کودکان
2-3-4-3- بزهکاری نوجوانان و جوانان
2-3-4-4- جرم بزرگسالان و پیران
2-3-5. رابطه شهر و رفتار آنومیک
2-3-5-1. ویژگی های جرایم و خشونت های شهری
2-3-5-1-1- اندازه شهر
2-3-5-1-2- نرخ رشد شهر
2-3-5-1-3- نقش محلات شهری
2-3-5-1-4- اثر عوامل فضایی و کالبدی در پیدایش رفتار آنومیک محلات شهری
2-3-5-1-5- توزیع ناعادلانه خدمات و عامل محرومیت از امکانات عمومی
2-3-5-1-6- وجود مسکن های ناسالم
2-3-5-1-7- الگوی کاربری زمین و کمیت و کیفیت فعالیت
2-3-6. عوامل و ویژگی های مکانی موثر در پیدایش آنومی در فضاهای شهری
2-3-6-1- محل و موقعیت
2-3-6-2- عوامل فضایی و کالبدی موثر در پیدایش رفتار آنومیک در فضاهای شهری
2-3-6-3- سایر عوامل مکانی موثر در پیدایش آنومی در فضاهای شهری
2-3-7- پیشگیری از بزهكاری
2-3-7-3- پیشگیری ثالثیه (سطح سوم) :
استراتژی های پیشگیری از بزهكاری
2-3-7-3-2 ـ استراتژی جامعه گرا
2-3-7-3-3 ـ استراتژی های پایشی
2-4. مفهوم فضای شهری امن
2-4-1. زمینه های نظری کاهش شرایط جرم خیزی فضاهای شهری و مکان ها
2-4-1-1- پیشینه نظری
2-4-1-2- CPTED چیست؟
2-4-1-3- مقایسه رویکردها
2-5. اوقات فراغت
2-5-1. تعریف اوقات فراغت
2-5-2. مفهوم جامعه شناسی اوقات فراغت
2-5-3. کارکردهای اوقات فراغت
2-5-3-1. رفع خستگی:
2-5-3-2. نیاز به تفریح:
2-5-3-3. شکوفایی استعدادها:
2-5-3-4. رشد اجتماعی فرد:
2-5-4. نظر اسلام در باره اوقات فراغت ونحوه گذران آن
2-5-5. جایگاه ساماندهی اوقات فراغت جوانان در برنامه چهارم توسعه
2-5-6. توصیف وضع موجود
2-6. بافت فرسوده
2-6-1. تعریف
2-6-2. ویژگی های اساسی بافت های فرسوده شهری
عمر ابنیه:
2-6-3. انواع فرسودگی بافت های شهری:
2-7. شهروند
2- 7-1. تعریف
2-7-2. عناصر و هویت شهروندی
2-7-3. ویژگی های شهروند:
2-7-4. شهروند سازی: مهمترین وظیفه مقامات محلی
2-8-1. اهداف مدیریت شهری
2-8-2. مدیریت شهری و توسعه شهری
2-8-3. مشکلات و موانع مدیریت شهری
2-8-4. شهرگرایی جدید
2-8-5. حکمرانی شهری خوب
2-8-6. نتیجه گیری
فهرست منابع و مآخذ:

فصل دوم : چارچوب مفهومی و پایه های نظری

2-1. فرهنگ :
از آنجا که موضوع این پایان نامه طراحی یک مرکز فرهنگی ـ اجتماعی ـ تفریحی است، پرداختن به مقوله فرهنگ به عنوان هدف اصلی چنین مراکزی و ماده خام راهبردی اندیشه های معماری، امری اجتناب ناپذیر است. در این بخش سعی می گردد تا با آشنایی با مفاهیم واژگان فرهنگ به ویژه با رویکردی جامعه شناسانه، به بیان وجوهات مختلف فرهنگی، رویکردهای فرهنگی و لزوم برپایی چنین مراکزی و … پرداخته شود.

2-1-1-کلیات:
فرهنگ مفهومی است که لغت نامه ها و مردم آن را به معنای گوناگون نوشته اند، مثلا در فرهنگ معین ذیل لغت فرهنگ آمده است: « ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت، مجموعه آداب و رسوم، کتابی که شامل لغات یک یا چند زبان و شرح آنها و مداخلشان است و …». اما در این رساله، این معانی مورد نظر نیست و بیشتر از دیدگاه باستان شناسی و جامعه شناسی و انسان شناسی مطرح می گردد.
واژگانی که در زبان های اروپایی ( از ریشه لاتین ) و در زبان فارسی ( از ریشه اوستایی ) دلالت بر مفهوم فرهنگ دارند، همگی به نوعی به مفهوم پرورشی اشاره می کنند.
Culture فرانسوی و انگلیسی و Kulter آلمانی از ریشه Cultaru به معنای پروراندن و تقویت به ویژه تقویت خاک و توسعه کشاورزی بوده؛ بنابراین در واقع جنبه ای استعاری داشته است. در واقع ذهن نافرهیخته و زمخت، مانند زمین سنگلاخی بود که پرورانده و بارور شده باشد و به تعبیری معنای مراقبت از گیاهان، در معنای مجازی مراقبت از اندیشه است.

2-1-2. واژگان فرهنگ در زبان پارسی:
لغت فرهنگ از ” فر (پیشوند) + هنگ” ساخته شده است، که “هنگ” از ریشه ی “تنگ ” به معنای کشیدن و فرهیختن ( ادب آموختن و تربیت کردن ) آمده است و این معانی با مفهوم ادوکات دادن در لاتین مطابقت دارد که به معنای کشیدن و نیز تعلیم و تربیت است. بدین سان، فرهنگ پیوندی جدایی ناپذیر با تمدن دارد.

2-1-3. فرهنگ از دیدگاه باستان شناسی:
فرهنگ در کاربرد کلی باستان شناختی، اشاره به آن جنبه از رفتار اجتماعی دارد که غالباً آن را « فرهنگ مادی» می نامند.
غالباً بر این فرض متکی بوده اند که فرهنگ بازتاب دقیق گروه بندی اجتماعی است، اما اکنون در چنین نظری تردید است. فرهنگ را، در تعریف دقیق تر، تکرار و وقوع همساز یک مجموعه، یا در زمان و مکان محدود دانسته اند. اینجا باز این فرض مطرح می شود که فرهنگی که به این صورت تعریف شده بازتاب یک سلسله از تمایزات اجتماعی همزمان است، این مفهوم را نخست و.گ.چایلد در سال 1929 میلادی اعتبار بخشید و در تنظیم ساده ی داده های بنیادی باستان شناختی ارزش قابل ملاحظه ای داشت؛ اما در سال های اخیر به محدودیت های آن پی برده اند و کاربرد آن بیش از پیش رو به کاهش است.

2-1-4. فرهنگ از دیدگاه جامعه شناسی:
اما فرهنگ از نظر جامعه شناسی، « میراث اجتماعی» هر اجتماع است، و کلیه ی دستکارهای او مثل ابزارها، اقامت گاه ها، کارگاه ها، پرستشگاه ها، تفرجگاه ها، آثار هنری و … نیز کلیه ی ساخت های ذهنی و روحی دسته جمعی مثل دستگاه نمادها، مفاهیم، باورها، ادراکات زیبا شناختی و … و نیز اشکال متمایز رفتارها مثل نهادها، گروه بندی ها، آیین ها، سازمان های گوناگون و … را شامل می شود که مردم ( گاهی سنجیده و آگاهانه، و گاهی از طریق ارتباط متقابل و پیامدهای پیش بینی نشده) در طی فعالیت های جاری داخل شرایط زندگی خاص خود پدید آورده اند، و به انواع گوناگون و درجات متفاوت از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.
در این دیدگاه فرهنگ پیوندی جدایی ناپذیر با تمدن دارد. در قرن 19 در اروپا اولاً مظاهر معنوی تمدن بیش از جلوه های فنی و مادی آن مورد تاکید قرار گرفت و ثانیاً به جنبه های ملی و قومی- فرهنگی ( به تفکیک از دانش و آگاهی عمومی ) بیشتر توجه شد. ثالثاً با آشنایی اروپاییان با تمدن ایران و هند و سپس چین، این عقیده رواج یافت که اندیشه انسانی در سرزمین های مختلف، به شیوه های گوناگون شکل می گیرد و موجر فرهنگ هایی می شود که ممکن است در عین تفاوت های آشکار با تمدن اروپایی بسیار پیشرفته باشد و در عالم فکر و احساس، به ایجاد آثار ارزشمند کامیاب شوند.
فرهنگ در حوزه این علوم از دو جنبه مورد بررسی قرار می گیرد، یکی به بعنوان « واقعیتی عینی »، آثاری که تحقق پذیرفته اند، و دیگر « واقعیتی که انسان ها با آنها زندگی می کنند» ، یعنی مجموعه ای متشکل از ارزش ها یا به تعبیری مدل های فرهنگی که مستلزم مشارکت مستمر و پرتحرک افراد جامعه است. در واقع فرهنگ سازی یا خلق الگوها و مراجع منعطف و پایای فرهنگی از تقابل و تعامل همین دو جنبه حاصل می شود. فرهنگ، در حقیقت، محصول فعالیت های اجتماعی و پیگیرانه افراد است که با بهره گیری از آثار تحقق یافته فرهنگ، یعنی واقعیت عینی فرهنگ، در خلق آن مدل ها شرکت می جویند و در مقابل، فرهنگ در تکوین و استقرار رفتارها و کردارها ایفای نقش می کند.
اما نکته مهم دیگر درباره تلقی هایی که از مفهوم فرهنگ وجود دارد، به دو شاخگی نظری اندیشمندان انگلوساکسون و آلمانی بر می گردد. گروه اول تمایل دارند که فرهنگ را در معنای وسیع و شامل تمدن به کار برند. در حالی که گروه دوم، فرهنگ و تمدن را در تقابل با هم می نگرند. به نظر اینان مجموع عناصر مادی، آثار فنی و اشکال ساز اجتماعی را که امکان بروز و تجلی یک جامعه را فراهم می سازند، تمدن می خوانند و در مقابل فرهنگ را عبارت از مجموع«مظاهر معنوی، آفرینش های ادبی، هنری و ایدئولوژی مسلطی» می دانند که واقعیتی بدیع و ویژه مردمی را در یک دوران تشکیل می دهند.
روی هم رفته شاید بتوان گفت منظر جامع تر، دیدگاهی است که از کنش و واکنش تمدن و فرهنگ دفاع می کند، یعنی از تاثیر متقابل تمدن و فرهنگ در شکل دادن به یکدیگر سخن می گوید. از سویی برای شناخت فرهنگ و مدل های فرهنگی یک جامعه نیاز داریم به شناخت تمدن آن جامعه، یعنی آن ترتیبات مادی که در طول تاریخ سامان حیات اجتماعی آن جامعه را به وجود آورده اند و از سویی دیگر ، این آداب و رسوم و رفتارها و مصنوعات که به نوبه خود معلول « ذهنیت » افراد یک جامعه اند، هستند که به ترتیبات مادی و تاریخی یک جامعه مفروض شکل می دهند.
به بیان دیگر، می توان گفت « فرهنگ هم علت است و هم معلول » و از همین روی برای شناخت آن و هم چنین برای بالاندن آن باید به کنش و واکنش نهادهای مادی و فعالیت های معنوی جامعه توجه کافی مبذول داشت.
از این نظر است که می توان به جایگاه معماری و نقش آن در فرهنگ آفرینی، بهتر و دقیق تر اندیشید. معماری، از یک طرف چون دیگر آفرینش های هنری و فن آوری ( که از قضا معماری هر دو جنبه را داراست)، حاوی عناصری است که علوم نظری از آن ها وام می گیرد و از طرف دیگر، خود وام دار این علوم به ویژه علوم اجتماعی است.
معماری جلوه گاه الگوها و نمادهایی است که از تمدن و فرهنگ یک جامعه حکایت می کنند و آفریننده الگوها و نمادهای شاید تازه و معمولاً التقاطی و مختلطی است که جزیی از وضعیت فرهنگی در حال تکوین زمانه خود به شمار می آیند. حال اگر بخواهیم از فردی متصف به صفت فرهنگی سخن گوییم، با چنین گستره ای از زمینه های تاریخی و مادی و گرایش های ذهنی و معنوی جامعه کوچک یا بزرگی مواجه می شویم که مرکز فرهنگی قرار است در آن استقرار یابد. پیچیدگی امر زمانی آشکارتر می شود که به یادآوریم اکنون در عصر ارتباطات، اطلاعات و درگیری با فراگردهای پیچیده ای چون جهانی سازی و جهانی شدن به سر می بریم که با نگاه خوش بینانه، فرهنگ های بومی و محلی و مردمی را هر چه بیشتر پویا و بارور می سازد و در نگاه بدبینانه موجب نتایج ناگواری چون « فرهنگ زدایی » و حذف یا جذب فرهنگ های کوچک در منفعت جویی های نظام بازار جهانی و سرمایه داری در حال گسترش می گردند.

2-1-5. فرهنگ توده ای
فرهنگی که به فرهنگ عوام (با فرهنگ عامیانه اشتباه نشود.) هم معروف است و معمولاً متضاد فرهنگ والا شمرد می شود. این فرهنگ هیچ گونه ارزش ذاتی ندارد و از آن حمایتی نمی شود، بلکه فقط محصول بنجولی است که برای سرگرمی عوام تهیه می شود و باب سلیقه بازار فروش است و از طریق تولید ماشینی مثل چاپ و صفحه های گرامافون و پوسترهای هنری به وجود می آید. بحث بر سر فرهنگ توده ای که از زمان « ورذرورث» آغاز شده بود، از نو در دهه 1950 میلادی از سر گرفته شد و علتش هم یکی وفور نعمت و غذا ( جامعه مرفه ) و دیگری ترس بود. ترس از اینکه آگهی تبلیغاتی سازنده و شکل دهنده ذوق و سلیقه فرهنگی مردم باشد: اما ماجرا صورت دیگری پیدا کرد. گرچه سنت گرایانی مثل “ف.ر. لیویس” همچنان با تجزیه و زوال اجتماع «ارگانیک» مخالفت می کردند و نویسندگان جناح چپ هم، مثل” دوایت مک دونالد” معتقد بودند که فرهنگ توده، فرهنگ والا را فاسد کرده است؛ باز نویسندگان دیگری مثل “ریچارد هوگارت” (در کاربردهای سواد) استدلال می کردند که فرهنگ طبقه زحمت کش انگلیس نیروی حیاتی خاص خود را دارد. اما جامعه شناسانی چون ” ادوارد شیلز” استدلالشان این بود که رواج صفحه نوار آثار جدی موسیقی و آثار هنری ذوق توده را بالا برده و مردم بیشتری را به “جامعه ” کشانده است.
در دهه 1960 میلادی با ظهور هنر پاپ این مناظره از سر گرفته شد. گروهی از نقادان ( مثل سوزان سونتاگ و ریچارد پوئیریر ) با مجله آمریکایی پاریتزان ریویو همگام و مدافع « ادراک نو» شدند که اعتبار هرگونه تمایزی را میان هنر« روشنفکری » و « غیر روشنفکری» نفی می کرد، و دلیل می آوردند که موسیقی « بیتل ها» و «رولینگ استونژ» در برانگیختن واکنش های توده ای همان قدر مهم است که موسیقی ” شونبرگ”. از این زاویه « هنر والا» مصنوعی و نخبه پرور دیده می شود و فرهنگ توده ای اصطلاحی ستایش آمیز می شود.

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری بهسازی و نوسازی

مبانی نظری بهسازی و نوسازی

دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل docx
حجم فایل 82 کیلو بایت
تعداد صفحات 63
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

فصل دوم 5
2- مبانی نظری پژوهش 6
2-1 تعاریف، اصول و مبانی نظری 6
2-1 واژه شناسی 6
2-1-1 بهسازی 6
2-1-1-1 بازیافت 6
2-1-1-2 مراقبت 6
2-1-1-3 حمایت 6
2-1-1-4- استحکام پذیری 7
2-1-1-5- توان بخشی 7
2-1-1-6 – بهبود، سازماندهی و باز آبادانی 7
2-1-2 نوسازی 7
2-1-2-1 تجدید حیات 7
2-1-2-2 به روز کردن (انطباق) 8
2-1-2-3 تبدیل (دگرگونی) 8
2-1-2-4 حفاظت 8
2-1-2-5 نو شدن 8
2-1-2-6 احیاء 8
2-1-2-7 تعمیر 8
2-1-3 بازسازی 9
2-1-3-1 تخریب 9
2-1-3-2 پاک سازی 9
2-1-3-3 دوباره سازی 9
2-1-4 روش‌های تلفیقی 9
2-1-4-1 الگویابی مجدد 9
2-1-4-2 یکپارچه سازی و وحدت مجدد 10
2-1-4-3 بیان متفاوت و موقعیت دوباره یافتن 10
2-1-4-4 بازآفرینی 10
2-1-4-5 نوزایی 10
2-2 مبانی و مفاهیم پایه 11
2-2 -1 مولفه‌های موثر بر ادراک مکان 11
2-2 -1-1 هویت 11
2-2-1-2 شرایط هویت مندی 11
2-2-1-3 عدم احراز هویت و تبعات آن 12
2-2-1-4 فضا 13
2-2-1-5 مکان 13
2-2-1-6 هویت مکان 14
2-2 -1-7 نماد یا نشانه (عامل تشخص مکان) 15
2-2 -1-8 حس مکان 16
2-2 -1-8-1 عوامل تشکیل دهنده‌ی حس مکان 16
2-2-2 امنیت اجتماعی 17
2-2-2-1 نظریه‌های مطرح در زمینه‌ی جرم و ناامنی 17
2-2-2-2 عوامل موثر بر بروز ناامنی 20
2-2-2-3 راهکارهای پیشگیری از وقوع جرم و ناامنی 21
2-2-2-3-1 تقویت عملکردهای طبیعی 22
2-2-2-3-2 کنترل دسترسی 22
2-2-2-3-3 نظارت طبیعی 23
2-2-2-3-4 حمایت از فعالیت اجتماعی 23
2-2-2-3-5 تعمیر و نگهداری 23
2-2-3 فرسودگی 23
2-2-3-1 انواع فرسودگی 24
2-2-3-2 طراحی در بافت کهن شهری 25
2-2-3-3 بافت شهری 25
2-2-3-4 بافت فرسوده‌ی شهری 26
2-2-3-4-1 فرسودگی نسبی 27
2-2-3-4-2 فرسودگی کامل 27
2-2-3-5 عوامل پیدایش فرسودگی 27
2-2-3-5-1 عوامل اقتصادی 28
2-2-3-5-2 عوامل اجتماعی 28
2-2-3-5-3 عوامل کالبدی 29
2-2-3-5-4 عوامل مدیریتی 30
2-2-3-5-5 عوامل فرهنگی 32
2-2-3-5-6 عوامل ذهنی و روانی 32
2-2-3-6 شاخص فرسودگی 33
2-2-3-7 محله 36
2-2-3-7-1 مرکز محله 36
2-2-3-7-2 سیمای محله 37
2-2-3-7-3 ظاهر و ریخت شناسی محله 37
2-2-3-7-3-1 محله‌ی بدون طراحی 37
2-2-3-7-3-2 محله‌ی با طراحی قبلی 37
2-2-3-7-3-3 مصالح به کار رفته از گذشته 38
2-2-3-8 طبقه بندی ابنیه واجد ارزش موجود در بافت 38
2-2-3-8-1 معماری 38
2-2-3-8-2 تاریخی 38
2-2-3-8-3 مذهبی 39
2-2-3-8-4 قدمت 39
2-2-3-9 حوزه‌ی توزیع فضایی فعالیت‌ها در عناصر تاثیرگذار در بافت 39
2-2-3-9-1 عناصر بازار و نقش آن در بافت 39
2-2-3-9-2 کالبد ریخت شناسی بازار 41
2-2-3-9-3 نقش‌ها و کارکردهای بازار 43
2-2-3-9-4 فرهنگ بازار 44
2-2-3-9-5 تحولات تاثیرگذار بر بازارهای معاصر 47
2-2-3-9-6 بازارها در بافت نوین شهری 48
2-2-3-9-7 دیدگاه ها 48
2-2-3-9-7-1 دیدگاه موزه‌ای 48
2-2-3-9-7-2 دیدگاه نوسازی 49
2-2-3-9-7-3 دیدگاه بینابینی 49
جمع بندی 50
2-2-4 جلب مشارکت مردمی 50
2-2-4-1 ابعاد مشارکت 51
2-2-4-1-1 اقتصادی 51
2-2-4-1-2 اجتماعی- برنامه ریزی 51
2-2-5 ابزار جلب مشارکت مردمی 53
2-2-5-1 اعتماد سازی 54
2-2-5-2 اختیار 54
2-2-5-3 ترغیب و علاقه مند سازی مردم 54
2-2-5-4 آگاه سازی 54
2-2-6 پیاده محوری 55

مبانی نظری پژوهش
2-1 تعاریف، اصول و مبانی نظری
2-1 واژه شناسی
2-1-1 بهسازی
مجموعه اقداماتی که در راستای ارتقا و بهبود کالبد فرسوده در کوتاه مدت صورت می‌پذیرد. در واقع بهسازی زمان صورت میگیرد که فرسودگی نسبی بافت و بنا از لحاظ عملکردی رخ داده باشد. بهسازی می‌تواند اقدامات زیر (حناچی و همکاران، 8:1386) را دربر گیرد:

2-1-1-1 بازیافت
بازیافت به مجموعه اقداماتی اطلاق می‌شود که با حداقل هزینه و حداقل مداخلات، به ایجاد شرایط زیست بهینه منجر گردد. در واقع بازیافت به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که شرط دوام و بقای فضای معماری را در محیط پیرامونش بیشتر کند. بازیافت به معنای رفع خطر و بازگرداندن حیات مجدد به فضا در کوتاه مدت، با استفاده از نیروی حیاتی موجود در فضا، بنا یا مجموعه شهری است.

2-1-1-2 مراقبت
مراقبت به معنای حفظ، نگهداری، ممانعت و جلوگیری از خطرات و آسیب‌هایی است که به کالبد یا عملکرد اثر وارد می‌شود و در نهایت به اتخاذ تدابیر مناسب برای جلوگیری از خطرات احتمالی می‌انجامد. گاهی دامنه این واژه آنقدر گسترش می‌یابد که از آن به عنوان امری آئینی یاد می‌شود، به طوری که مخالفت با آن و یا حتی بی‌توجهی به آن نوعی عمل ضد آیینی محسوب می‌شود.
این واژه بمعنای ایجاد شرایط مناسب به منظور حفظ و نگهداری مداوم فضای معماری است.

2-1-1-3 حمایت
حمایت میتواند دربر گیرنده مجموعه اقداماتی نظیر تهیه و تدوین قوانین، جلب حمایت‌های دولتی، تعیین حوزه‌های حفاظتی و…. بوده و اقدامات مرمتی و تعمیر را نیز شامل شود.
2-1-1-4- استحکام پذیری
استحکام بخشی به مجموعه اقداماتی اطلاق می‌شود که توسط آن بتوان شاهد افزایش امنیت، قدرت و استحکام فضا، مجموعه و یا بنا بود. «هدف اساسی این عمل، بالا بردن میزان دوام و یکپارچگی در ساختار» سازمان فضایی و در مقیاس فضای معماری و مجموعه شهری، این امر در استحکام بخشی فضایی و در مقیاس بنا، در استحکام بخشی و تقویت سازه بنا مطرح گردد.

2-1-1-5- توان بخشی
توانبخشی بمعنای تجدید توان، تجدید حیات و حتی تجدید حیثیت یک بافت کهن است. توانبخشی از طریق تزریق فعالیت جدید در فضا سبب تجدید حیات بافت کهن می‌گردد. تجدید حیات یا تجدید حیثیت می‌تواند، تبدیل به ارتقای هویت معماری گردد. این واژه بیش از آنکه امری هملی محسوب شود، امری مفهومی و روانی است.

2-1-1-6 – بهبود، سازماندهی و باز آبادانی
این واژه به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که باعث تقویت جنبه‌های مثبت و تضعیف جنبه‌های منفی فضا، مجموعه و بنا شود. این اقدام می‌تواند مسائل اجتماعی، اقتصادی، مالی- فنی، اداری- اجرایی و کالبدی- فضایی را در بر می‌گیرد.

2-1-2 نوسازی
نوسازی زمانی اتفاق می‌افتد که کالبد معماری از کارکردی مناسب و معاصر برخوردار بوده ولی فرسودگی نسبی کالبدی سبب کارایی و بازدهی آن را کاهش داده باشد و نوسازی در عین حفاظت بنا و بافت کهن، سازمان فضایی آن را با اقدامات زیر بهینه سازی می‌کند (حبیب و مقصودی، 1388: 21-20).

2-1-2-1 -تجدید حیات
این واژه مجموعه اقدامات متنوع و تکمیلی است که برای بازگرداندن حیات مجدد به بافت و بنا انجام می‌شود. دخل و تصرف در این اقدامات می‌تواند با حذف و اضافه نمودن بخش‌هایی از سازمان کالبدی– فضایی صورت می‌پذیرد، بدون آنکه به هیات کلی بنا آسیبی وارد کند. معاصر سازی با تجدید حیات تمام عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و کالبدی را دربر میگیرد.

2-1-2-2- به روز کردن (انطباق)
این واژه اقداماتی را شامل می‌گردد که با ایجاد شرایط مناسب در سازمان کالبدی– فضایی بافت و بنا، سازش و انطباق میان کالبد و فضای کهن را با نیازهای معاصر فراهم می‌سازد.

2-1-2-3 تبدیل (دگرگونی)
تبدیل در جاهایی که نیاز به معاصر سازی دارد به کار گرفته میشود و مجموعه اقداماتی را شامل می‌شود که بتوانند به تغییرات از پیش تعیین شده به نحوی پاسخ گویند که اخلال ناشی از این تغییرات را مرتفع سازند.

2-1-2-4 حفاظت
حفاظت در مقابل فرسایش طبیعی و انسان ساز صورت میگیرد و بمعنای نگهداری آثار به شکل اولیه خود است که به گونه‌ای که بتواند به نیازهای نوین پاسخگو باشد و یا تغییراتی چند در شکل طبیعی، به حیات خود ادامه دهد. این تعریف حفاظت را به معنای نو شدن و نوماندن دائمی نزدیک می‌کند.

2-1-2-5 نو شدن
این واژه بمعنای شکل دادن و با باارزش کردن مجدد بنا یا بافت شهری است که از طریق مداخله‌های کالبدی فضایی صورت می‌گیرد.

2-1-2-6 احیاء
این واژه بمعنای یگانگی بخشیدن به همه بخش‌های از میان رفته بافت و کالبد ارزشمند معماری است، به شکلی که بتوان کلیت خدشه دار شده را با بازگردان حالت ذاتی و اصلی آن، از نو ایجاد کرد.

2-1-2-7 تعمیر
این اقدام مداخلاتی پیوسته و تدریجی را شامل می‌شود که باعث افزایش عمر بنا و بافت می‌شود.

2-1-3 بازسازی
بازسازی به معنای از نو ساختن است. بازسازی زمانی رخ می‌دهد که بافت و بنا فرسودگی کامل (فعالیت و کالبد) ایجاد شده باشد. فرآیند بازسازی با اقدامات زیر در پی ایجاد سازمان فضایی معاصر، جدید و موزونی است که بتواند گفتگوی خلاقی میان گذشته و آینده برقرار سازد (گلشن و حبیبی، 1378).

2-1-3-1 تخریب
تخریب اقداماتی را شامل می‌شود که قبل از انجام هرگونه عملیات بازسازی برای فراهم کردن بافت یا بنای مخروبه یا متروکه انجام می‌شود و امکان پساده کردن طرح‌های بازسازی و نوسازی را مهیا می‌سازد.

2-1-3-2 پاک سازی
پاک سازی به مجموعه عملیاتی گفته میشود که برای روشن کردن خطوط سازمان فضایی کهن یا ایجاد سازمان فضایی جدید، در راستای مهیا کردن زمین و فضای مخروبه در وضعیت موجود به کار می‌رود.

2-1-3-3 دوباره سازی
دوباره سازی گاه به معنای ساخت مجدد سازمان فضایی بر اساس آنچه در بافت و بنای کهن بوده و گاه به معنای ایجاد سازمان فضایی جدید براساس ارزش‌ها و معیارهای جاری و مرسوم و قابل انتقال به آینده است.

2-1-4 روش‌های تلفیقی
2-1-4-1 الگویابی مجدد
این اقدام با اصلاح و ایجاد تغییرات در اثر، در پی ارائه الگویی جدید از سازمان فضایی بافت کهن است، به طوری که فعالیت‌های تازه و فضایی دگرگونه را مطرح سازد. در الگویابی مجدد، مرمت می‌تواند بدون توجه به سابقه تاریخی اثر یا با الهام از الگوی کهن (بدون بازگشت مستقیمبه همان الگو) و در راستای ایفای نقش بهتر اثر صورت پذیرد.

2-1-4-2 یکپارچه سازی و وحدت مجدد
این اقدام در روند مربوط به از نو فعال شدن، ادغام و وحدت مجدد انجام می‌شود و در واقع هنگامی رخ می‌دهد که بخش یا بخش‌هایی از سازمان فضایی موجود در عمل از چرخه روابط فضایی و زیستی خارج شده باشد و حیات مجدد، از نو فعال کردن و پیوند مجدد آنها به پیکره سازمان فضایی جدید با ایجاد یگانگی و یکپارچگی کلی در دستور کار قرار گرفته باشد. این اقدام گاه در مقیاس کل بافت کهن در رابطه با کل شهر، بدون بازگشت به سازمان فضایی کهن و با تعریف مجدد سازمان فضایی آن صورت می‌گیرد.

2-1-4-3 بیان متفاوت و موقعیت دوباره یافتن
این واژه در مرمت و معاصر سازی سازمان فضایی کهن جایگاه ویژه‌ای دارد. این اقدام در پی بازگویی مفاهیم، ارزش ها، هنجارها و رفتارهای کهن در قالب‌های جدید است، به شکلی که محملی برای ورود آنها به سازمان فضایی آتی معماری فراهم گردد. این اقدام در پی فعال کردن دوباره و تجدید حیات بافتی است که بیش از هر چیز کارایی سنتی خود را از دست داده باشد.

2-1-4-4 بازآفرینی
این واژه به معنای تجدید نسل و از نو سر برآوردن است که در نفس خود، نوشدن و به روز آمد شدن را دارد. این اقدام می‌تواند شامل شباهت‌های ظاهری سازمان فضایی معاصر با سازمان فضایی کهن باشد ولی رفتارهای فضایی معاصر و هنجارهای حادث شده از آنها هیچ شباهتی به آنچه از قبل بوده نخواهد داشت و خود دارای شخصیت و هویتی مستقل می‌باشد.

2-1-4-5 نوزایی
نوزایی، بیانگر دوره‌ای است که در آن معماری در کالبد و محتوای خود از نو زاده می‌شود و مفهوم آن با ماهیت نوگرایی نیز عجین است. درعین حال، نوعی آغاز، شروع دوباره و بازگشت به اصل با تغییر و تبدیل در ساختار اجتماعی و کالبدی معماری با توجه به ابعاد هنری و فرهنگی و اصالت بخشی به محلات شهری از طریق آن، را نشان می‌دهد (p.15 frampton 1999).
به بیان دیگر، نوزایی شکلی تکامل یافته از بازآفرینی با افزودن هدف دیگری بنام « بازگرداندن جمعیت » یا « باززنده سازی محتوای محیط کالبدی شهرها » است. (p.47 neal 2003) نوزایی با ترویج زندگی پایدار طراحی محیط فیزیکی مناسب فعالیت‌های اجتماعی معاصر را در دستور کار قرار می‌دهد.

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری نوجوان و بحرانهای نوجوانی

مبانی نظری نوجوان و بحرانهای نوجوانی

دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل docx
حجم فایل 126 کیلو بایت
تعداد صفحات 77
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

جوان
تعریف جوان
جوان و رهیافت¬های آن
ویژگی¬های جوان.
استقلال-طلبی
پرخاشگری.
برتری-جویی
احساس خلا
بحران¬های جوان.
بحران شخصیت یا هویت
بحران روابط اجتماعی.
بحران خانواده
بحران جنسی
بحران کار
بحران شناسایی
بحران الگوگریزی و الگوپذیری
راهکارهای ارتباط با جوان
درک موقعیت جوان.
شناخت نیازهای جوان و برآوردن آن.
سخن گفتن با جوان
سخن گفتن آمرانه و خشن
سخن گقتن اخلاق گرایانه.
سخن گفتن از موضع همه چیزدان و علامه
سخن گفتن انتقادگرایانه.
شنیدن سخن جوان
تاثیر محیط و معماری بر رفتار و اخلاق جوان
قرارگاه های رفتاری.
تعریف قرارگاه های رفتاری.
عناصر تشکیل دهنده یک قرارگاه رفتاری
اثر قرارگاه های رفتاری بر رفتار افراد
هویت فرهنگی
تعریف فرهنگ
تعریف هویت
رابطه فرهنگ و هویت
مرکز فرهنگی.
فرهنگسرا در یونان و روم.
فرهنگسرا در اروپا.
مراکز فرهنگی در ایران
خلاقیت
تعریف خلاقیت.
روانشناسی خلاقیت.
شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت
روش طوفان فکری(یا بارش مغزی).
روش گوردن
عوامل موثر در رشد خلاقیت
الگوهای پرورش خلاقیت
ویژگی های شخصیتی افراد خلاق.
راههای ترویج فرهنگ خلاقیت و نوآوری
اوقات فراغت
چشم اندازها و نظریه های فراغت

2- 1- جوان
همانطورکه در مقدمه عنوان شد، محوریت مرکز محله مورد نظر، جوان و سپری کردن اوقات فراغت وی با رویکرد کارآفرینی و اصلاح الگوهای ذهنی وی می باشد.حال به بررسی جوان به عنوان محور بحث می پردازیم.

2- 1- 1- تعریف جوان
جوانی به زمانی میان کودکی و میانسالی در زندگی هر فرد گفته می‌شود. به طور تقریبی برابر است با سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی .جوانی همچنین با نمود، طراوت، نیرومندی، روح و.. بعنوانِ شخصی که جوان است نیز تعریف شده است. (مک میلان،1981،ص115)
در سراسر جهان، اصطلاحات جوان و نورسیده غالباً به یک مفهوم گفته می‌شوند. جوانی به دوره‌ای از زندگی گفته می‌شود که نه کودکیست و نه بزرگسالی. بلکه جایی میانِ این دو است. وقتی می‌گوییم او جوان است جوانی، بعنوان مشخصه یک نگرش خاص از نوع رفتار شخص است.
در تعریف جوان و جوانی عمدتاً به مشخصه بلوغ روانی و ظهور رفتارها و حالات پس از دوران کودکی و نوجوانی توجه می‌کند و به همین نحو یک فیز‌یولوژیست آثار رشد و بلوغ فیزیولوژیکی را در اشخاص مد نظر قرار می‌دهد.
جوان حلقه اتصال دو نسل است :1- نسل گذشته 2- نسل آینده
هرگونه سخنی در مورد جوان در عین سادگی بسیار مشكل و پیچیده است، زیرا احتیاج به معرفت و شناخت كامل این دو نسل دارد. شناخت این نسل یعنی شناخت روحیات، شناخت تمایلات، شناخت احساسات، شناخت خواسته‌ها و توانمندی‌های جوان. پس اگر نتوانیم تفسیری صحیح و منطقی از جوان داشته باشیم، نمی‌توانیم او را دریابیم و مهم‌ترین نكته اینجاست كه او نیز از خود، محیط خود، آینده خود و هدف آفرینش تفسیر روشن و همگون داشته باشد.

2- 1- 2- جوان و رهیافت¬های آن
اگر به مطالعات علمی در خصوص جوانان که بیشتر از نیمه دوم قرن بیستم به بعد انجام شده‌اند نظری بیفکنیم متوجه می‌شویم که در مطالعات مربوط به مسائل جوانان رهیافت‌های گوناگونی وجود داشته است. در بررسی تماس که انجام شده می‌توان چهار رهیافت عمده ذیل را از یکدیگر تفکیک کرد: رهیافت روان شناختی، رهیافت عمده ذیل را از یکدیگر تفکیک کرد: رهیافت روان شناختی، رهیافت تنکردشناختی، رهیافت جامعه‌شناختی و رهیافت جمعیت شناختی. در سال‌های اخیر به علت توجه و حساسیت بیشتر جوامع بر مسائل اجتماعی و توسعه‌ای آن چه بیشتر مطرح بوده، رهیافت جامعه‌شناختی و جمعیت شناختی است. رهیافت‌های جامعه شناختی را می‌توان در مطالعات فرهنگی و خرده فرهنگی مربوط به جوانان مشاهده کرد و رهیافت جمعیت شناختی را در مدیریت توسعه و برنامه‌ریزی دولتی که با اهداف آماری همراه است، مشاهده کرد. با این حال ضمن تأیید مجزا بودن چهار رهیافت فوق باید متذکر شد که رهیافتی تلفیقی از این رهیافت‌ها وجود دارد که از طرف برنامه‌ریزان امور جوانان اتخاذ می‌شود. برنامه‌ریزان و سیاستگذاران خاص مسائل جوانان با اعتقاد به این که مسئله جوانان مسئله‌ای فرا بخشی است و نمی‌توان آن را در یک حوزه‌ی خاص مورد بررسی و رسیدگی قرار داد. اقدام به اتخاذ رهیافت چند بخشی می‌کنند. در رهیافت چند بخشی هم به مسائل روان شناختی، تنکرد‌شناختی و جامعه شناختی جوانان توجه می‌شود و هم مسائل جمعیت شناختی جوانان در رهیافت چند بخشی به طور همزمان مسائل کیفی و کمی جوانان در نزد پژوهشگران و سیاستگذارانی که در حوزه‌های مختلف علم و عمل مشغول هستند، متفاوت است و این به علت رهیافت‌ها و منظر‌های مختلفی است که نسبت به موضوع مورد مطالعه‌ خود دارند. این موضوع زمانی که چند ملت مختلف را مورد مقایسه قرار دهیم به وضوح مشهود است، زیرا در کشورهای مختلف تعاریف متفاوتی از جوان و جوانی در نزد برنامه‌ریزان امور جوانان وجود دارد به طوری که جوانان را در گروه‌های سنی تقریباً متفاوت قرار می‌دهند. برای نمونه، جوانان در جمهوری اسلامی ایرانی گروه سنی 14 تا 29 سال، در اتریش گروه سنی 15 تا 25 سال ، در مالزی گروه سنی زیر 40 سال، و در تایلند گروه سنی صفر تا 30 سال تعریف شده‌اند. به طور کل تعاریفی که از سوی بیشتر کشورهای جهان ارائه شده است معدل 15 تا 25 سال را شامل می‌شوند. در نزد سازمان‌های بین‌المللی نیز این تنوع و تکثر در تعریف از جوانان به چشم می‌خورد. برای نمونه، یونسکو که خود تحت نظام ملل متحد قرار دارد در تعریف خود از جوانان گروه سنی 15 تا 40 سال را پیشنهاد داد که مورد توافق بین‌المللی هم قرار گرفت، در حالی که بخش اطلاعات ملل متحد و دیگر برنامه‌ها و ارگان‌های ملل متحد تعریف ارائه شده از سوی واحد جوانان ملل متحد مستقر در اداره امور اجتماعی و اقتصادی دبیرخانه ملل متحد را پذیرفته‌اند: یعنی گروه سنی 15 تا 24 ساله. (مک میلان،1981،ص115)
در مطالعه‌ای که سازمان ملل متحد تحت عنوان «وضعیت جهانی جوانان در دهه‌ی 1990» انجام داده است این تعریف از جوانان ارائه شده است:” جوانی مرحله‌ای انتقالی از علایق و آسیب پذیری‌های کودکی به حقوق و وظایف بزرگسالی است. جوانی مرحله‌ وظایف، مسئولیت‌ها و مشکلات جدید است و نوجوانی معمولاً به عنوان دوره‌ای موقت شناخته می‌شود که طی آن جامعه فرد را به عنوان یک کودک محسوب نمی‌کند، اما در عین حال به او موقعیت‌ قانونی یک بزرگسال را نیز اعطا نمی‌کند. جوانان به هنگام بلوغ معمولاً از موقعیت کامل بزرگسالان و حقوقی چون تشکیل خانواده اشتغال به کار و حقوق سیاسی برخوردار نیستند. قبل از این که جوان فرصت داشته باشد از این مرحله انتقالی که جوانی نامیده می‌‌شود عبور کند اغلب با مشکلات گوناگونی در زمینه‌های بهداشت، مسائل خانوادگی مانند (خانواده و نزدیکان) مسائل آموزشی، رشد و پیشرفت مواجه می‌شود. در بعضی از کشورهای توسعه یافته کلمه‌‌‌ی جوانان می‌تواند معنای اجتماعی و اقتصادی داشته باشد. مانند کار تمام وقت، ازدواج و بچه‌دار شدن ( و نیز تا حدودی نحوه زندگی بزرگسالان) دختران و زنان جوان در مرحله‌ی جوانی سریعاً نحوه‌ی زندگی بزگسالان را می‌پذیرند. بر این اساس تعریف جوان به عنوان فرد بین 15 تا 24 سال تعریفی مناسب برای کل جوانان و تحلیل آماری گروه‌های مختلف سنی به نظر می‌رسد. واژه جوان معانی گوناگونی در نقاط مختلف جهان دارد که تنها از طریق سن (تقویمی) افراد معنا پیدا نمی‌کند. با این حال، در فرهنگ و تاریخ کشورها نیز این نکته قابل بحث است که جوانی دوره‌ای خاص از زندگی تلقی نمی‌شود و معیار سن و سال بر آن حاکم نیست. اگر در تاریخ ادبیات ملت‌های مختلف نظری بیفکنیم این واقعیت کاملاً مشهود است که اکثریت ادیبان و حکیمان دردوران ما قبل مدرن هیچ معیار سنی خاصی برای جوانی قائل نیستند و جوانی را مجموعه‌ای از رفتارها، هنجارها، عادات امیال، آرزوها، آزادی‌ها، بی‌قیدی‌ها و آرمان‌های ضد و نقیض می‌دانند که توأم با عشق، صفا، وفا، خوشگذرانی و‍ آزادی‌های فارغ از جهان کار و تعلقات زندگی مادی است. در نگاه سنتی به جوان و جوانی ، معیار سن و سال برای تعریف جوانی کاری بی‌معنا‌ست و این مسئله‌ خود به سبک زندگی سنتی و جایگاه و چگونگی نظام آموزش در زمان گذشته‌های دوربرمی‌گردد در دوران ما قبل مدرن دانش آموزان علاقمند به شرکت در جلسات درس (جمعیتی از افراد نا بالغ گرفته تا افراد میانسال) بدون رعایت سن و سال در حلقه‌های مشترک درسی و بحث حاضر می‌شدند. همچنین در متون و ادبیات ما قبل مدرن نیز هیچ اثری از معیارهای جوانی مدرن مانند سن و سال و دوره‌ طولانی تحصیلات دیده نمی‌شود و بیشتر بر معیارهای عشق، خوشگذرانی ، شور و حال و توان و قدرت مردانه تأکید می‌شود. ( شرفی،1390،ص50)

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری تعاریف و مفاهیم واحد همسایگی

مبانی نظری تعاریف و مفاهیم واحد همسایگی

دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل docx
حجم فایل 1.081 مگا بایت
تعداد صفحات 35
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

واحد همسایگی 54
3-1- مروری بر سوابق 56
3-2- واژه شناسی همسایه 57
3-3- درك از اجتماع همسایگی 58
3-4- نگرش به محله 59
3-5- مفهوم واحد همسایگی 60
3-6- ایده واحد همسایگی (شکل گیری در غرب): 60
3-6-1- واحد همسایگی ( مجموعه مسکونی خود اتکا) 60
3-7- شش شاخصه مشترک واحد همسایگی 61
3-7-1- حمل و نقل، خارج از بافت مسکونی 61
3-7-2- حریم اجتماعی و خصوصی 62
3-7-3- جمعیت بهینه در واحد همسایگی 62
3-7-4-مراکز فرهنگی و آموزشی در واحد همسایگی 62
3-7-5- حدود فیزیکی واحد همسایگی 63
3-7-6- خدمات شهری 63
3-8-کاربری های عمده مهم در طرح کلارنس پری (واحد همسایگی) 63
3-8-1-دبستان 63
3-8-2-پارکها 64
3-8-3-مغازه های محلی 64
3-8-4- کاربری مسکونی 64
3-8-5- خیابان ها و معابر عمومی 64
3-9-(رادبرن ؛ نمونه ای اجرا شده) 65
3-10- توسعه الگوی واحد همسـایگى در نظام شهرسازی غرب 66
3-11- بررســى نقش و جایگاه واحد همســایگى در شهرسازی معاصر غرب 67
3-11-1- مكانى جهت سكونت و ارائه خدمات و نیازهاى اولیه ساكنین 67
3-11-2- ارتقاءدهنده تعاملات اجتماعى وایجادكننده حس جامعه محلى 67
3-11-3- زمینه ساز مدیریت شهرى و مشاركت اجتماعى 67
3-11-4- ایجاد كننده هویت و معنى 68
3-11-5- امكانى براى پایدار نمودن توسعه شهرى 68
3-12- واحد همسایگی پایدار 68
3-12-1- خودكفایی 68
3-12-2- كاهش سفرهای شهری 68
3-12-3- جامعه پذیری و مفهوم اجتماع 68
3-12-4- مفهوم مكان و هویت 69
3-12-5- مشارك 69
3-13- محله (در ایران) 69
3-14- جایگاه محلات در ساختار كالبدى-فضایى و اجتماعى شهرهاى تاریخى ایران 70
3-14-1- اصول به كار رفته در ساختار كالبدى- فضایى محلات 71
3-14-1-1- پیوند میان مركز شهر و مراكز محلات 71
3-14-1-2- مرکزیت 71
3-14-1-3- پیوند میان شبكه راههای منطقه ای با شبكه گذرهای اصلی محلات 71
3-14-1-4- قلمرو محله اى 71
3-14-1-5- سلسله مراتب 71
3-14-1-6- انعطاف پذیرى 72
3-14-2- اصول به كار رفته در ساختار اجتماعى محلات 72
3-14-2-1- اتحاد و همبستگى اجتماعى 72
3-14-2-2- انعطاف پذیرى جمعیتى 72
3-14-2-3- مدیریت محله ای 72
3-15- تحولات محله های شهری پس از انقلاب اسلامی ( 1357 ) تاكنون 73
3-16- شهرنشینی شتابان، مدرنیسم و آثار آن بر تغییرات ساختاری و عملكردی محله های شهری 74
3-17- مقایسه محله در شهرنشینى ایران و واحد همسایگى درشهرسازى معاصر غرب 75

« در عین حال که خانه، همسایگی و شهر، افراد را برای تعاملات اجتماعی دور
هم جمع می کند، فرهنگ ها ایجاد می شوند و جوامع شکل می گیرند، مردم
به واسطه ی فضاهای جداگانه و اختصاصی برای فعالیت های مختلف جدا
می شوند، این همان پارادوکس طراحی معماری است.» (ویلیلم میچل،2003)

مقدمه

با رشد روزافزون شهرنشینی و تشکیل کلان شهرها، جامعه شهری بیش از هر زمانی با مسئله اضمحلال محله یا همسایگی مواجه گردیده است. رشد شتابان شهر همراه با غلبه فضاهای مجازی و توسعه روابط الکترونیک در شهرهای مدرن، علاوه بر ا ینکه گرمی روابط ا جتماعی را در شهرها کاهش و زمینه بیگانگی جمعی را فراهم آورده، اهمیت اجتماعی مکان و هویت های محلی از جمله همسایگی را تضعیف نموده است ( ممتاز، 1381).
با ضعیف شدن پیوندهای سنتی اجتماع محلی، ارتباطات خویشاوندی باورهای دینی مشترک و ارزش های اخلاقی نیز جای خود را به گمنامی، فردگرایی و رقابت داده و سبک های جدید از زندگی در شهر به وجود آورده است. از این رو یکی از موضوعات مهم در مطالعات جامعه شناختی شهر در دوره اخیر، موضوع همسایگی و مفهوم اجتماع از دست رفته است (Talen 1999).
یکی از نظریات و راهکارهای پشنهادی معماران و طراحان شهری برای تجدید شبکه های اجتماعی (همسایگی)، تئوری«واحد همسایگی » بود که توسط «کلارنس پری » مطرح شد.
به همین جهت این فصل در ابتدا به موضوع همسایگی و مظالعاتی که در رابطه با تاثیر همسایگی بر اجتماعات شهری و واحد های همسایگی انجام شده است، اشاره می کند. در ادامه به تعریف از واحد همسایگی، اصول ومعیارها شکل گیری واحدهای همسایگی و تاثیر گزاری آن در نظام شهر سازی غرب می پردازد. از آنجایی که در سال های اخیر ساختار محله در ایران تغییر کرده است یکی از راهکارهای پیشنهادی در نظام شهر سازی ایران، واحد همسایگی غرب است. به علت شباهت های اصول محله در ایران با واحد همسایگی می توان با اقتباس و نه تقلید صرف از الگوی غربی به راه حل مناسب برای نظام شهر سازی کنونی ایران دست یافت. از این رو یکی دیگر از مباحثی که در این فصل مورد بررسی قرار گرفته است مفهوم محله، اصول و معیارهای محله در ایران، تغییر ساختار محله بعد از انقلاب اسلامی، مقایسه محله در ایران با واحد همسایگی غرب می باشد.

3-1- مروری بر سوابق
همراه با نگرانی و دل مشغولی سیاست گذاران و مدیران شهری از تضعیف شبکه های همسایگی در کلان شهرها، محققان نیز با طرح مفاهیمی همچون عرق همسایگی ، احساس همسایگی تعلق همسایگی انسجام همسایگی توجه خود را معطوف به فرسایش پیوندها و انسجام در عرصه همسایگی و به نحو اولی در عرصه عمومی و حیات شهری نموده اند. باید خاطرنشان ساخت که همسایگی و آثار اجتماعی ناشی آن در محله های شهری مدرن، یکی از پرنفوذترین و پراقبال ترین موضوعات پژوهشی در جامعه شناسی شهری و حوزه های مرتبط می باشد.
تنوع و تعدد پژوش های مرتبط با موضوع همسایگی خود گویای مطلب است. رابطه متغیرهایی همچون جسمی
وروانی (Ellaway Macintrre & Kearns 2001) (Gomes & Muntaner 2005) ) (Kennedy & Glass 1995)
(Blkely Kennedy & Kawachi 2001 (Cattell 2001)، جرم و بزهکاری و مشکلات رفتاری
((Browning Burington 2008 (Leventhal & Gunn 2008) (Caughy Nettles O cambo 2008) رفتار و نتایج تحصیلی فرزندان (Emory Caughy Harnis & Franzini 2008) ( Ploybon Buler Belgrave & Allison 2008)
و مشارکت سیاسی (Hays & Kogl 2007)، سرمایه اجتماعی (Brisoon & Usher 2007 )، با مقوله همسایگی نمونه هایی از دل مشغولی های محققان این عرصه می باشد. در بین موضوعات فوق، سرمایه اجتماعی از پرنفوذترین مفاهیم است و دلیل آن سهمی است که همسایگی در ایجاد و حفظ سرمایه اجتماعی دارد و بر این اساس، سیاست گذاری های مرتبط با همسایگی معطوف به حمایت از سرمایه اجتماعی و حفظ و ارتقای آن می باشد (Forrest & Keans 2001).
از آن جایی که انسجام اجتماعی یکی از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی است، عموماً محققان به تحلیل و تبیین شبکه ها وپیوندهای اجتماعی در بطن فضای همسایگی پرداخته اند و از این طریق تلاش نموده اند تا اولاً میزان انسجام در شبکه همسایگی را تعیین نمایند و ثانیاً عوامل مؤثر بر میزان انسجام شبک را تعیین نمایند.
بر این اساس، عموماً محققان در پی عوامل قوام بخش یا زوال بخش انسجام در روابط همسایگی بوده اند، عدم تجانس فرهنگی و زبانی (Forrest Grang & Nagi 2002)، ساختار شبکه و حجم روابط خارج از همسایگی
(Hennig & Wellman and Wortly 1990) ( Liebcrg 1996)، کیفیت پایین منازل مسکونی، شلوغی و سرو صدا، وضعیت نامناسب اقتصادی ساکنین (Thomese & Van Tilburg 2000)، از جمله عواملی هستند که بر پایه یافته های پژوهشی به کاهش انسجام در شبکه همسایگی می انجامند.
در مقابل، برخی از تحقیقات بر نفش مثبت عوامل زیر تقویت انسجام واحدهای همسایگی صفحه گذاشته اند:
متغیر بودن شبکه و در دسترس بودن منابع و ظرفیت های بیشتر(Cattell 2001)، استفاده از فناوری اطلاعات
(Wallmen Barry 2001)، تأهل؛ ا فراد متأهل بیشتر از مجردین به روابط همسایگی اهمیت می دهند، تحصیلات و درآمد بالا(Campbell & Lee 1992) ، مدت اقامت و ثبات در سکونت & Nagi 2002) (Forrest Grang
( rohe & Slewart 1996) (Campbell & Lee 1992)، جنسیت؛ همسایگی برای زنان اهمیت بیشتری دارد چرا که نسبت به مردان کمتر در بیرون از خانه کار میکنند و وقت بیشتری را با همسایگان می گذرانند(Campbell & Lee 1992)، سن؛ افراد مسن وقت بیشتری را با موضوع همسایگی اختصاص می دهن و در نتیجه اهمیت بیشتری برای آن قائلند (Campbell & Lee 1992) ، (Guest & Wierzbicki 1999).

در عرصه پژوهش های فوق، محققان از شاخص ها و مؤلفه های متنوعی برای پوشش مفهوم انسجام در واحدهای همسایگی استفاده کرده اند که مهمترین آنها بدین قرار است:
ارزش ها و هنجارهای مشترک (Sampson Raudenbush & Eals 1995) ( Bucknet 1988)، شبکه های حمایت اجتماعی همسایگی (Glynn 1981) ( Buckner 1998)، احساس تعلق و پیوستگی، (Puddifot 1995)
(Stone & Hughes 2002)،کنش جمعی از طریق سازمان های همسایگی، (Stone & Hughes 2002)،
احساس اعتماد و انسجام، (Smpson Raudenbush & Earls 1995)، رضایت از همسایگی،(Buckner 1998) Forrest & Keans 2001))، احترام به همسایه و مدارا با آن (Stone & Hughes 2002)، فعالیت های همسایگی از قبیل : مبادلات کلامی و غیر کلامی دوستانه، و رفت و آمد با هم (Unger & Wandersman 1982).
از دیگر نکات قابل توجه در مطالعه انسجام واحدهای همسایگی، تأکید بر شبکه روابط اجتماعی در بین همسایگان و توجه به روش تحلیل شبکه می باشد(Thomese & Van Tilburg 2000) (Henning & Lieberg 1996)
. (Campbell & Lee 1992)

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری مطالعات پایه مسکن و نور

مبانی نظری مطالعات پایه مسکن و نور

دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل docx
حجم فایل 4.925 مگا بایت
تعداد صفحات 86
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

فصل دوم: مبانی نظری
1.2. مطالعات پایه مسکن 7
1.1.2. مقدمه 7
2.1.2. مبانی فکری و نظری 9
1.2.1.2. هستی در جهان 9
2.2.1.2. سكونت/سكونت‌گاه 9
3.2.1.2. جنبه¬های دوگانه سکونت 12
4.2.1.2. زنده بودن 12
5.2.1.2. نظم 15
6.2.1.2. تعیین موقعیت 17
7.2.1.2. مکان ساخته/مکان طبیعی 18
8.2.1.2. نیازها 20
3.1.2. شناخت کلی کالبد و ساختار خانه ایرانی 24
1.3.1.2. کلیات خانه ایرانی 24
2.3.1.2. عناصر و ساختار خانه ایرانی 26
3.3.1.2. پیمون 33
4.3.1.2. نظم هندسی 34
5.3.1.2. کارکردهای پنجره 34
4.1.2. مفهوم مسکن 41
5.1.2. معیارهای عمومی طراحی آپارتمان های مسکونی 50
1.5.1.2. معیارهای عمومی طراحی بلوک ها 50
2.5.1.2. دسترسی و ورودی به بلوک های ساختمان 50
3.5.1.2. روابط بین واحدهای مسکونی 50
4.5.1.2. نما 51
5.5.1.2. صرفه جویی در انرژی 51
6.5.1.2. سیستم تأسیسات گرمایی و سرمایی 52
7.5.1.2. سیستم سازه و تکنولوژی اجرا 53
8.5.1.2. ضوابط و مقررات شهرسازی 54
9.5.1.2. ضوابط ساخت کاربری مسکونی در بافت عادی 56
10.5.1.2. سطح اشغال 58
11.5.1.2. نحوه استقرار ساختمان در زمین 58
2.2. نور 58
1.2.2. مقدمه 58
2.2.2. جهت یابی نور 59
1.2.2.2. نور شمالی 59
2.2.2.2. نور جنوبی 60
3.2.2.2. نور صبحگاهی 60
4.2.2.2. نور غروب 61
5.2.2.2. نور بالای سر یا عمود 61
6.2.2.2. نورمستقیم و نور منتشره 62
7.2.2.2. سایه ها 63
8.2.2.2. نیم سایه 63
3.2.2. تجلی نور در فضاهای فیزیکی 64
1.3.2.2. نور در معماری ایران زمین 64
2.3.2.2. نور در گستره زیبایی شناسی 64
3.3.2.2. نور و جهت گیری 64
4.3.2.2. اصل شفافیت در معماری ایران 65
5.3.2.2. استفاده از شیشه های رنگی 66
6.3.2.2. انعکاس نور در آیینه 67
7.3.2.2. بازتاب در آب 68
8.3.2.2. بازتاب نور در کف صیقلی 69
9.3.2.2. سایه روشن 69
10.3.2.2. شعاع و حجم مجازی نور 70
11.3.2.2. شبکه ها و گشودگی های مشبک 70
12.3.2.2. نور، سقف و گنبدها 71
13.3.2.2. بسط فضایی 72
14.3.2.2. نور از شکاف دیوار (روزن) 72
4.2.2. نور از دیدگاه معماران 73
1.4.2.2. میس وندروهه 73
2.4.2.2. لوکوربوزیه 74
3.4.2.2. آلوار آلتور 75
4.4.2.2. لویی کان 76
5.4.2.2. تادو آندو 77
6.4.2.2. هادی میرمیران 79
7.4.2.2. کامران افشار نادری 80
5.2.2. نور در ادیان و فلسفه 81
1.5.2.2. نور در زرتشت 81
2.5.2.2. نور در مسیحیت 82
3.5.2.2. نور در اسلام 83
4.5.2.2. نور از دیدگاه سهروردی 84
5.5.2.2. نور از دیدگاه غزالی 85

فصل دوم:
مبانی نظری

2-1- مطالعات پایه مسکن

2-1-1- مقدمه
«و اگر انسان مسكن خود را عوض كند، آسمان¬هایش همراه او خواهند بود هر كجا كه برود……».

ویلیام¬بلیك

گاستون بچلار می¬نویسد: (آدمی پیش ازافکنده شدن به جهان در گهواره خانه نهاده شده است). در خانه، آشنایی با جهان بی واسطه صورت می¬پذیرد، آنجا نیازی به گزینش مسیر و جستجوی هدف نیست. جهان در خانه و حول آن به سادگی ارزانی گردیده است. می¬توان گفت، خانه مکانی ¬است که وقوع زندگی روزمره را درخود گرفته. زندگی روزمره معرف چیزی است که تداوم خود را درهستی ما حفظ کرده و از
این رو هم¬چون تکیه¬گاهی ¬آشنا به پشتیبانی ما می¬¬نشیند. پس علت چیست که با وجود نهاده شدن درگهواره خانه می¬باید خود را به جهان افکند؟ پاسخ ساده¬ای که بتوان ارائه ¬نمود آن است که بشر مقصوداز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زندگی‌را‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درخانه نیافته، که نقشی را که هر فرد در زندگی می¬پذیرد بخشی است از مجموعه¬ای متشکل از اعمال متقابل ¬که در جهانی عمومی و مبتنی بر ارزش¬های مشاع واقع می¬شوند. برای مشارکت ناچار از ترك گفتن خانه و گزیدن هدفی می¬باشیم. با این وصف، پس¬ازانجام وظیفه اجتماعی خود به خانه عقب نشینی می¬¬كنیم تا هویت فردی خود را بازیابیم و از این رو هویت فردی در سکونت خصوصی مستتر می¬باشد .-به هر ترتیب، خانه تنها به پدیدآوری کیفیات جوی محیط اکتفا نکرده و می¬باید خلق وخوی آن فعالیت¬هایی که در درونش جریان می¬باید را -نیز آشکار سازد.
وظیفه اصلی هر خانه: افشای جهان نه به صورت گوهر و عصاره بلکه به شکل (فراخوان) یعنی در قالب ماده و رنگ، موضوع نگاری و گیاهان، فصول¬، آب و هوا و نور. این گونه افشا با بهره¬گیری از دو روش مکمل یکدیگر حاصل آمده: به یاری باز بودن نسبت به جهان پیرامون، و به یاری عرضه داشت کنجی برای عزلت ازجهان مزبور. به هر حال، این کنج عزلت مکانی که در آن جهان بیرون به فراموشی سپرده شده نبوده، بلکه جایی است که انسان¬ خاطرات خود از جهان را در آن گرد آورده وآن¬ها را با زندگی روزمره خورد، خواب، صحبت و سرگرمی خود مرتبط می¬گرداند. علاوه بر این، کنج عزلت ¬یاد شده را می¬توان مکانی انگاشت که پدیده¬ها پس از تغلیظ و تأکید در آن به صورت (نیروهای محیطی) ظاهر می¬گردند.
خانه نقطه¬ای است ثابت که شکل محیطی مفروض را به معرض) مکانی مسکون) تغییر می¬دهد. با مساعدت گرفتن ازخانه، دوستان جهان شده¬ و جای پایی را که برای فعالیت درآن نیاز داریم برای خود فراهم می-آوریم. خانه با مطرح شدن به عنوان پیکره¬ای معمارانه درمحیط، هویت ما را محرز¬ کرده و امنیت را بر ما ارزانی می¬دارد.
مردم برای تأمین سرپناه و بیان احساس خود در مورد فضای زندگی نیاز به خانه دارند. به علاوه، خانه فضایی مانوس فراهم می¬کند تا افراد به ¬راحتی در آن زندگی کنند. مردم می¬خواهند قلمروی داشته باشند که صرفاً مختص آنها باشد. ایده آل این است که خانه با طبیعت اطراف خود یا ¬طبیعت مصنوع پیرامونش هماهنگ باشد. مردم می¬خواهند خانه¬هایشان از نظر اقتصادی باصرفه باشد، از مصالح سالم و بی عیب استفاده شود، ترکیب خوب و محکمی داشته باشد و بتواند اجزاء ساخته شده¬اش را نگه دارد، بدون اینکه برای دوام خود احتیاج به نیروی اضافی یا هزینه¬های ¬سنگین داشته باشد. به علاوه، آنها می¬خواهند خانه¬هایشان با فعالیتهایشان مطابقت داشته باشد، به روز و با رویاهای آنان هماهنگ باشد. خانه بخش ¬کوچکی از دنیای بزرگ است، اما برای مردمی که در آن زندگی می¬کنند، خانه می تواند تمام دنیای آنها باشد (نوربرگ- شولتز، 1389،ص141-142).

2-1-2- مبانی فکری و نظری
« هنرمندان گذشته ما می دانستنند که “از چه چیز”، “چه مقدار” و “در کجا” استفاده کنند و بدینسان تداوم فرهنگ معماری حفظ میشد، زنجیره پیوسته فرهنگ ملی از هم نمی گسست……».

علی¬اكبر صارمی

2-1-2-1 هستی در جهان
سکونت بیانگر برقراری پیوندی پرمعنا بین انسان و محیطی مفروض می¬باشد که این پیوند از تلاش برای هویت یافتن یعنی، به مکانی تعلق داشتن ¬ناشی گردیده است. بدین ترتیب، انسان زمانی برخود وقوف می-یابد که مسکن گزیده و درنتیجه هستی خود درجهان را تثبیت کرده باشد. از سوی ¬دیگر، انسان موجودی است سرگردان. او با در اختیار گرفتن عنوان مرد ره پیوسته در راه بوده و از این رو امکان گزینش را برای خود فراهم می¬آورد. او ¬مکان خود و از این طریق نوعی قابل اعتماد از همدمی با انسان¬های دیگر را بر می¬گزیند. این مناظره کلامی بین عزیمت و بازگشت، یا بین مسیر و هدف¬، عصاره و گوهر آن (فضائیت) وجودی است که به واسطه معماری در قالب اثر می¬آید. ¬
درمتن عمیق و شاعرانه ارك اثر سن اگزوپری می¬خواهیم: ((منم سازنده شهرها، آن که کاروان را از رفتن بازداشته [کاروان] تنها دانه¬ای بود ¬سرگردان در مسیر باد. من راه باد را سد کرده و آن را در دل خاك می¬گذارم تا درختان سرو به افتخار یزدان پاك ازآن برویند)) (شولتز،1389،ص17).

2-1-2-2- سکونت/ سکونت¬گاه
سکونت را می¬توان به زعم نور برگ – از نظر شولتز (1389، ص9-10)، در سه مقیاس بررسی نمود (شکل 2-1):
1. مجتمع: دیدار با دیگران به آهنگ داد و ستد تولیدات، اندیشه¬ها و احساسات؛ به معنای آزمودن زندگی به عنوان عرصۀ امکانات گوناگون (آبادی با فضاهای شهری خود).
2. عمومی: توافق با دیگران یعنی پذیرش مجموعه¬ای از ارزش¬های مشترک (بناهای عمومی).
3. خصوصی: یافتن موجودیت از طریق گزینش جهانی کوچک و از آن خود (خانه).

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری شهر خلاق و باز کاربست همساز

مبانی نظری شهر خلاق و باز کاربست همساز

دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل docx
حجم فایل 5.218 مگا بایت
تعداد صفحات 113
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

فصل دوم: مبانی نظری
2-1 مقدمه 29
2-2 مفهوم شهر خلاق 30
2-2-1 تاریخچه شهر خلاق 32
2-2-2 اقتصاد خلاق 34
2-2-3 صنایع خلاق 36
2-2-4 مکان خلاق 40
2-2-5 گروههای خلاق 44
2-2-6 اخلاق و خلاقیت 46
2-3 بازکاربست همساز 47
2-3-1 واژه شناسی 48
2-3-2 مفهوم بازکاربست همساز 48
2-3-3 تاریخچه بازکاربست همساز 50
2-4 سیر تحول رویکرد بازکاربست همساز 52
2-4-1 بازکاربست همساز با رویکرد استفاده مجدد 53
2-4-2 بازکاربست همساز کارایی محور 55
2-4-3 بازکاربست همساز میراث مبنا 57
2-4-4 بازکاربست همساز فرهنگ مبنا(دارایی محور) 59
2-4-5 بازکاربست همساز سبز 60
2-4-6 بازکاربست همساز توسعه محور 63
2-5 مزایای بازکاربست همساز 65
2-5-1 مزایای زیست محیطی 65
2-5-2 مزایای اجتماعی 66
2-5-3 مزایای اقتصادی 66
2-5-4 ترویج نوآوری 67
2-6 موانع اجرایی بازکاربست همساز 68
2-7 محدودیتهای برنامه ریزی بازکاربست همساز 69
2-8 محل تلاقی دیدگاه شهر خلاق و روش بازکاربست همساز 71
2-9 اصول و مبانی طراحی با رویکرد بازکاربست همساز 72
2-9-1 فرایند پیش از طراحی 73
2-9-1-1 کاهش شرایط ناسالم 74
2-9-1-2 بازپیرایی منابع 75
2-9-1-3 انتقال سرمایه و یا تخریب 75
2-9-1-4 سیاستهای باززنده سازی طولانی مدت 76
2-9-2 اصول طراحی عملکرد 77
2-9-2-1 تغییر عملکرد ساختمانهای صنعتی و کارخانه ها 80
2-9-2-2 تغییر عملکرد سایت های نظامی 83
2-9-3 طراحی کالبدی 85
2-9-3-1 الحاق 88
2-9-3-2 تغییر 89
2-10 اصول انطباق پذیری 93
2-10-1 اصول کلی و استانداردهای انطباق پذیری از دیدگاه کانتل 93
2-10-2 اصول کلی سازمان میراث اسکاتلند برای طراحی های جدید در آرایش تاریخی 95
2-10-2-1 ساختار شهری 97
2-10-2-2 دانه بندی 97
2-10-2-3 تراکم های ساختمانی 98
2-10-2-4 مقیاس 98
2-10-2-5 مواد و مصالح و جزئیات اجرایی 98
2-10-2-6 منظر 99
2-10-2-7 دید ها و نشانه های شهری 99
2-11 بررسی نمونه های موردی 99
2-11-1 نمونه شماره 1: شهر خلاق ونکوور در کانادا 99
2-11-2 نمونه شماره 2: گرنجر تاون مرکز تاریخی شهر نیو کاسل 101
2-11-2-1 شهر خلاق گرنجر تاون 102
2-11-2-2 بازکاربست همساز بناهای گرنجر تاون 104
2-11-2-2-1 ساختمان شماره 1) مجموعه مسکونی سنت نیکولاس 106
2-11-2-2-2 ساختمان شماره 2) پست مرکزی 107
2-11-2-2-3 ساختمان شماره 3) مجموعه مسکونی خیابان گری 109
2-11-2-2-4 ساختمان شماره 4) تئاتر سلطنتی 110
2-11-2-2-5 ساختمان شماره 5)محل سابق اتحادیه شورای شهر 111
2-11-3 نمونه شماره 3: کارخانه متروکه درمرکز تاریخی شهر مینه آ پلیس 112
2-11-4 جمع بست سیاستهای بازکاربست همساز ساختمانهای مرکز شهر
گرنجر تاون و مینه آپلیس 115
2-11-5 نتیجه گیری 115

2-1 مقدمه

“جهانی که بتواند به طور متداوم در مقابل پس زمینه ای از آثار ارزشمند بر جای مانده تغییر یابد، جهانی است که در آن انسان می تواند نشانه ای از خود را در کنار نشانه های تاریخ بر جای گذارد”(کوین لینچ). با دقت در این چند جمله مفاهیم مختلفی به ذهن فرد متبادر می شود و آن مفاهیم چیزی جز حفاظت و پیشرفت و توسعه توامان با اشاره ضمنی به نوآوری و ابتکار نمی باشد. در واقع در این بیانیه تشویق در به کارگیری خلاقیت در یک شهر به منظور بالا بردن توانایی تغییر و به منظور استفاده از نشانه های درخور برای نائل آمدن به هدف حفظ هویت و تاریخ مدنی و معماری یک کشور، شده است.
انگاره های مختلفی در طول تاریخ به امید بهتر شدن زندگی انسانها بروز یافته اند و سعی در پیمودن مسیر اجرا نموده اند. رسیدن به مرتبه عمل و اجرا شدن با بهره گیری از تجربه امکان پذیر می گشت، تجربه هایی که در بردارنده ی روشهای مختلفی می باشند و در طول زمان از دل انگاره های معاصر استخراج می گردند. در این پژوهش در مورد دو نگره شهر خلاق و حفاظت شهری که مسیر پرپیچ و خمی را در گرماگرم تغییر و تحول، در دوره های مختلف پیموده اند، بحث می کنیم . در این میان بازکاربست همساز روشی است که نه تنها یکی از ارکان اصلی حفاظت شهری می باشد، بلکه به عنوان روشی کارآمد در دیگر نگره ها جایگاه ویژه ای پیدا کرده است که امروزه در توسعه های پایدار شهری نقش موثری را در حفاظت از منابع ارزشمند ایفا می کند.
همزمان با رشد نگره بازکاربست همساز در توسعه های حفاظت مبنا، مفهوم شهر خلاق نیز با ارائه راهکارهایی مانند جایگزینی اقتصاد خلاق و بهره وری از صنایع خلاق در سایه بهره وری از فرهنگ و حفاظت شهری رویکرد جامع و یکپارچه ای را به وجود آورده که ملاک عمل در قرن حاضر گشته است. محل تلاقی این دو انگاره مرکز تاریخی شهر می باشد که امروزه نقش موثری در توسعه ایفا کرده و به توانمد سازی اقتصاد کشورها کمک شایان توجهی نموده است.

2-2 مفهوم شهر خلاق

چکیده شهر خلاق مفهومی است که با وارد کردن مولفه خلاقیت در طراحی، برنامه ریزی و مدیریت شهر، راهی جدید برای تمام افراد جامعه یافته تا با حضور پر رنگ در عرصه های همگانی شهر ضمن ارتقا احساس رضایتمندی و مشارکت مدنی در کیفیت بخشی به ابعاد مختلف فضای شهری، پاسخی به نیازهای متعالی انسان همچون خودشکوفایی، زیبایی و جز آن ارائه دهد. در واقع، شهر خلاق بستر مناسبی است که نه تنها شهروندان را در خود جای داده و به نیازهای اولیه و ثانویه آنها پاسخ می دهد، بلکه محل تلاقی اندیشه ها و رویدادهای ناب فرهنگی و هنری می باشد. بازخورد رویکرد نوین شهر خلاق، امروزه در بسیاری از شهرهای دنیا نمود بارزی دارد. از جمله مهمترین سودمندیهای این پدیده می توان به ارتقاء فضاهای همگانی فرهنگی و هنری، جذب طبقه خلاق، افزایش سرمایه گذاری و رونق اقتصادی شهرها، افزایش جذابیتهای محلی و شهری و جز آن اشاره نمود (مسگرانی 2014).
واژه شهر خلاق برای نمایش جنبش بازآفرینی شهری در دهه 1990 زاده شد که از دو رویکرد پایه ای برای نائل شدن به شهر خلاق نشات می گیرد که یکی توسط چارلز لندری و دیگری توسط ریچارد فلوریدا مطرح شده است. از این میان فلوریدا به قدرت مکان در جذب و حفظ طبقه خلاق تاکید می کند. مردم در مکانها سکونت خواهند گزید اما به طور فزاینده ای اقتصاد در یک فضا سکونت می گزیند. صنایع دارای محتوای خلاق که ایجاد رشد اقتصادی زیاد می کنند، همچنان می کوشند تا در مکانهای بخصوصی متمرکز گردند. امروز مکان و اجتماع نسبت به قبل عوامل حساس تری هستند (فلوریدا 1390 ص. 70).
همچنین وی کلید فهم جغرافیای جدید خلاقیت و تاثیرات آن بر نتایج اقتصادی و ویژگی های یک مرکز شهری خلاق را در سه رویکرد اجرایی و طراحی می بیند و بر سه T تاکید دارد که عبارتند از:
1-توانایی
2-تکنولوژی
3-تحمل یا انعطاف پذیری
برای جذب افراد خلاق ، ایجاد ابداع و تحریک توسعه ی اقتصادی هر مکانی باید هر سه را با هم داشته داشته باشد، که از این سه ت: تحمل را گشاده رویی ، فراگیری و تنوع برای همه قومیتها ، نژادها و قومهای زنده تعریف می کند. استعداد و توانایی برای همه افرادی که دارای مدرک لیسانس به بالا هستند، و تکنولوژی کارکرد هر دو ابداع و تمرکز تکنولوژی پیشرفته در یک منطقه می باشد. نتایج تحقیق نشان داده است که افرادی که دارای استعداد و توانایی بالایی می باشند به مکانهایی کشیده می شوند که به آنها تحمل کاری و محیطهای اجتماعی ارایه می کنند. تحلیل آماری نه تنها نتایج گروههای مطالعه را تایید می کند، بلکه همچنین رابطه قوی بین تکنولوژی ، تحمل و توانایی را نشان می دهد(فلوریدا 1390 ص. 84).
مفهوم دیگر بر ظرفیت و توانایی شهر بر جذب سرمایه انسانی خلاق تاکید می کند. مبدع این نظریه چارلز لندری است که به لزوم ارتباطات اجتماعی و فرهنگ در شهر توجه می کند و شهر خلاق را متشکل از راسته های زیست پذیری می داند که در آن ارتباطات اجتماعی و فرهنگ عامه نقش بسیار مهمی ایفا می کند. وی بحث ایده های خلاق را مطرح کرده و ویژگی های یک ایده ی خلاق را اینگونه معرفی می کند (Landry 2006 p. 331).
1) برای عامه مردم قابل فهم باشد بدین صورت که ساده بوده و از نظر ایجاد پویایی پیچیده باشد
2) از نظر اجتماعی یکتا بوده طوری که قابل انعکاس در میان جامعه باشد
3) قابل تفسیر باشد و دارای لایه های مختلف و عمق باشد و خلاقیت را در همه زمینه ها در بر گرفته و طیف وسیعی از مردم را در بر بگیرد
4) یک ایده خلاق نگرانی یادی در زمینه برقرای ارتباط و ایجاد پیوستگی دارد
5) یک ایده خلاق به خودی خود حلال مسائل و مشکلات اقتصادی می باشد.
6) به راحتی قابلیت اجرا دارد.

2-2-1 تاریخچه شهر خلاق
شهر خلاق فراخوانی برای اقدام می باشد زیرا قرن 21 قرن شهر هاست. در این قرن برای اولین بار بیش از نیمی از جهان در شهرها زندگی می کنند. به عنوان مثال در اروپا این رقم در حال حاضر بیش از 75 درصد و در کشورهای در حال توسعه به زودی به 50 درصد خواهد رسید. در حالی که این رقم در سال 1980 در کل جهان تنها 29 درصد بود. امروزه اکثر مردم بر خلاف میل باطنی و تنها به منظور برطرف شدن نیازهایشان در شهرها زندگی می کنند. و بررسی های سالیانه در انگلستان نشان می دهد که بیش از 80 درصد مردم دوست دارند در یک روستای کوچک زندگی کنند. در پاسخ به این آرزوی مردم شهرها می بایست مکان مطلوب برای زندگی باشند و این هدف با راهکارهایی مانند ایجاد حس مکان و تعلق و تداوم و امنیت و تا حدودی با پرورش فرصتهای مجزای شهری و تعامل و تجارت و لذات غیر منتظره و …. محقق می شود.
شهر خلاق در واقع به تغییرات اساسی که در همه سطوح در شهر رخ می دهد اطلاق می گردد. به طور کلی جهش انگاره ای از شهر معمول دهه 1970 تا شهر هایی که با شرایط امروزی مشاهده می کنیم رخ داده است. در مورد شهر های امروزی راه حل های قدیمی دیگر پاسخگو نمی باشند. زیرا مشکلات امروزی از درون خودشان قابل حل می باشند و راهکارهای خارجی که از گذشته به آنها تحمیل می شود غیر قابل کاربرد می باشد. شهر خلاق با نگاهی اروپایی نگاشته شده است اما این به دلیل خلاق تر بودن این شهرها نمی باشد بلکه به علت فرهنگ غنی این شهرهاست که تصویری از یک شهر خوب را به وجود می آورد. و مفاهیمی همچون مرکز شهر محلی برای تعامل و ملاقات های غیر برنامه ریزی شده عوامل اصلی شکل دادن به این شهرها می باشد.

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری معماری پایدار و منابع انرژی

مبانی نظری معماری پایدار و منابع انرژی

دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل docx
حجم فایل 6.617 مگا بایت
تعداد صفحات 80
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مطالعات نظری
3-1- مبانی نظری معماری پایدار 49
3-1-1- فرایند طراحی پایدار 51
3-1-1-1- مفهوم طراحی پایدار 51
3-1-1-2-اصول طراحی پایدار در معماری 53
3-1-1-2-1- مقیاس محیط (نگرش جامع وفراگیر نسبت به محیط) 53
3-1-1-2-2- طراحی با طبیعت (طبیعت به عتوان الگوی طراحی) 54
3-1-1-2-3-مقیاس زمان در طراحی(طراحی چرخه حیات اثر معماری) 55
3-1-1-2-4- طراحی انسانی 55
3-1-1-3- مولفه های پایداری طرح 56
3-1-1-3-1- بناومحیط زیست 57
3-1-1-3-2- بنا وکاربران (طیف اصلی تاثیر پذیر) 57
3-2- مبنای علمی معماری پایدار 59
3-2-1- منابع انرژی 60
3-2-1-1- انرژی های تجدید پذیر (پایدار) 62
3-2-1-1-1- انرژی خورشیدی 62
3-2-1-1-1-1 کاربرد های انرژی خورشید 63
3-2-1-1-2- انرژی باد 66
3-2-1-1-3- انرژی زمین گرمایی 67
3-2-1-1-4- انرژی زیست توده 68
3-2-1-1-5- هیدروژن 69
3-2-1-1-6-پیل سوختی 69
3-2-2- راهکارهای علمی معماری پایدار 71
3-2-2-1- گرم نگهداشتن وخنک ماندن 72
3-2-2-1- 1- راه کارهای علمی در باب گرم نگاه داشتن وخنک ماندن 74
3-2-2-1-1-1- رنگ وبافت 75
3-2-2-1-1-2- نسبت فشردگی سطح به حجم 75
3-2-2-1-1-3- چیدمان فضایی وجهت گیری 75
3-2-2-1-1-4- عایق 76
3-2-2-1-1-5- عایق وجرم حرارتی 79
3-2-2-1-1-6- پنجره 81
3-2-2-1-1-7- اکران باز تاب 83
3-2-2-1-1-8- نفوذ وتهویه 84
3-2-2-2- سامانه های خورشیدی ایستا(غیرفعال) 85
3-2-2-2-1- سامانه گرمایش خورشیدی ایستا 85
3-2-2-2-1-1-سامانه های جذب مستقیم 86
3-2-2-1-2- سامانه دیوار ترومپ 88
3-2-2-1-3- فضای خورشیدی 91
3-2-2-2-2- سامانه سرمایش ایستا 94
3-2-2-2-3- 1- معماری سبز 96
3-2-2-2-3- 1-2- بام سبز 96
3-2-2-2-3-2- آتریم 98
3-2-2-2-3-3- نمای دو پوسته 99
3-2-2-3-سامانه خورشیدی پویا فعال 102
3-2-2-3-1- منبع انرژی تقریبا ایده آل 102
3-2-2-3-2- سلول فتو ولتائیک 104
3-2-2-3-3- سامانه های خورشیدی آب گرم 105
3-2-2-3-4- گردآوری های خورشیدی هوای گرم 107
3-2-2-4- سامانه های هوشمند 107
3-2-2-4-1- معماری هوشمند 108
3-2-2-4-2- تعاریف ساختمان هوشمند 109
3-2-2-4-2-1- سیستم مدیریت ساختمان (BMS) 109
3-2-2-4-2-2- سیستم اعلام حریق 111
3-2-2-4-2-2-1- شستی اعلام حریق آدرس پذیر 113
3-2-2-4-2-3- دتكتورهای ترکیبی دود و حرارتی آدرس پذیر 113
3-2-2-4-2-4- دتکتورهای گاز شهری 113
3-2-2-4-2-5- آژیرها 114
3-2-2-4-2-6 – ماجولهای ورودی/ خروجی 114
3-2-2-4-2-7- شبكه كامپیوتر 114
3-2-2-4-3- نماهای هوشمند 115
3-2-2-4-4- پوسته های هوشمند 115
3-2-2-4-5- ویژگی های اصلی ساختمان های هوشمند

مطالعات نظری
3-1 مبانی نظری معماری پایدار
نخستین جرقه های اندیشه توسعه پایدار در سال 1972 شکل گرفت. در این سال گروهی تحت عنوان باشگاه رم گزارشی به نام محدودیت های رشد اقتصادی ارائه داد که زنگ خطر تاثیرات نا مطلوب شیوه تولید ومصرف جهان سرمایه داری بروضعیت کره زمین را به صدا در آورد. در همین سال کنفرانس استکهلم تشکیل شد که اولین گام ها را برای یک توافق بین المللی در زمینه حفظ محیط زیست در کنار توسعه اقتصادی برداشت. گرد همایی سران کشورهای عضو سازمان ملل تحت عنوان نشت زمین در شهر ریودوژانیرو برزیل در سال 1992 به وجود آورنده دو سند بسیار مهم در زمینه توسعه پایدار بود. سند اول بیانیه ریو است که جهت گیری نیازهای مردم جهان برای توسعه در قرن بیست ویکم را در اصل 27 نشان می دهد. دومین دستاورد این گردهمایی دستور کار 21 بود که در بیش از 300 صفحه اهداف ، رویکردها وراهکارهای توسعه پایدار را شرح می دهد.(اعرابی، 1392، 23)
دهخدا پایداری را به معنای بادوام ، ماندنی آورده است(دهخدا، 47) معماری پایدار به عنوان رویکرد ایجاد محیط پایدار بر معماری حساس به محیط است. تعابیر متفاوت از حساسیت محیطی وعدم وفاق بریک مفهوم واحد از پایداری در ادبیات معماری پایدار که خود ناشی از مواضع اخلاقی متفاوت وشرایط سیاسی ، اقتصادی وزیست محیطی مختلف می باشد، به برداشت های متنوعی از مفهوم معماری پایدار منجر شده است. به طوریکه امروزه اصطلاحات معماری پایدار برای طیف وسیع ومتنوعی از رویکرد های حساس به محیط به کار گرفته می شود. از معماری بومی سنتی که همواره به عنوان معماری با گرایش به سمت پایداری بومی شناختی واجتماعی دیده می شود، تا گرایش هایی که با ادعای پایدارتر کردن معماری موجود معتقد به حفظ یک سبک خاص ووارد نمودن جنبه ای ازحساسیت محیطی در ظاهر طرح یا کارکردهای محیطی آن هستند. ودر نهایت آن دسته معدود از معمارانی که معماری را سمت کنش مندی وپاسخگویی به شرایط محیط داخلی وخارجی سوق می دهند.
بر این مبنا ارائه یک تعریف جامع ومرجع برای رویکرد معماری پایدار ، امری دشوار به نظر می رسد. از این رو در ادامه برخی تعاریف وتعابیر ارائه شده که از اعتبار ومرجعیت بیشتری برخوردارند.
تعریف چارلز کی برت از معماری پایدار که در نخستین “کنفرانس بین المللی ساخت وساز پایدار”(1994) ارائه گردید:” خلق محیط انسان ساخت ومدیریت متعهدانه آن برمبنای اصول بوم سازگاری وبازدهی منابع ، این اصول عبارتند از : کمینه کردن مصرف منابع تجدید پذیر ، ارتقاء بهبود شرایط محیط طبیعی وکمینه آسیب های بومی شناختی بر محیط” (گودرزی ،1390، 10)
در معماری پایداری واژه عمومی است که برای توصیف طراحی ساختمان های مقاوم از نظر تکنیکی ، مصالح ، اکولوژیک ومحیطی به کار می رود. در مفهوم معماری پایدار ، استواری از طریق سه جزء عمده تامین می شود:
1. استواری تکنولوژی ومواد
2. پایداری منابع
3. پایداری محیطی
خلق ساختمان های پایدار نیازمند توجه به پایداری عناصر تکنولوژیک ومواد ، منابع ومحیط است.( اتمن، 1390 ، 38)
بنابراین اگرچه تمام انواع رویکردهای حساس یه مسائل محیط که امروزه تحت عنوان معماری پایدار یا اسامی دیگر نظیر معماری سبز، معماری بوم سازگار ، معماری محیطی ونظایر آن شناخته می شوند، تا حدودی تبیین رابطه جدیدی میان فضای کالبدی وطبیعت به حساب می آیند، اما تنها بخش کنش مند این طیف منتوع ضامن ارتقاء وپویایی وبه تبع آن تداوم سودمند این رابطه است ومی تواند به عنوان رویکرد معماری پایدار در عصر حاضر دنبال شود.
سوزان مکسمن رئیس انجمن معماران امریکا ، در کنفرانس بین المللی معماران در شیکاگو (1993) براین ادعا به صراحت تاکید کرده است” معماری پایدار شیوه معماری کردن است ، شیوه نگرش ونحوه عمل، بنابراین بهتر است که هیچ عنوان خاصی بدان اطلاق نشود وصرفا به آن معماری گفته شود.” همین مفهوم توسط نورمن فاستر به اﻳﻦ صورت ﺑﻴﺎن شده است : پایداری در معماری ، ﻳﻌﻧﻲ معماری خوب کردن ، هرچه کیفیت معماری ﻳﻌﻧﻲ کیفیت فکر و اﻳﺪه های آن در ارتباط با ﻣﺤﻴﻄ بالاتر باشد یک فضای معماری برای مدت طولانی تر می تواند نقش خود را اﻳﻔﺎ کند. هرچند که این ادعا تا حدی اغراق آمیز وایده آل به نظر می رسدولی در آن یک حقیقت گریز ناپذیر وجود دارد، این که پایداری در معماری را نمی توان یک سبک یا یک گرایش خاص ومتعلق به زمان فعلی دانست ، چراکه آن نگرش ورویکرد اخلاقی مطرح می شود که درهرزمان وبرحسب هر شرایط ، حائز اهمیت واعتباراست.
برقراری تعادل ﻣﻴﺎن ﻧﻴﺎزها و خواست های انسان و شراﻳﻄ دیگر ارکان نظام زﻳﺴﺖ جهانی در حال و آﻳﻨﺪه
با استناد به آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت كه : طرح اصطلاح معماری پایدار در مسیر نیل به معماری «حساس و پاسخگو» به محیط در اواخر دهه 70 میلادی بازگو كننده نگره ای در طراحی و ساخت فضاهای انسانی است كه برخورداری از حساسیت های بوم شناختی را برای برقراری فضاهای زیستی سالم باكیفیت و بر خوردار از معانی و مفاهیم ارزشی – فرهنگی توامان با حفظ تعادل زیستی محیط فراگیر ضروری می داند و از این منظر برای طراح معمار« مسئولیت اخلاقی » را توامان با «وظیفه پاسخگوئی در مقیاس جهانی » به تصویر میكشد.
3-1-1 فرایند طراحی پایدار
با استناد به دست یافت های بخش اول ، تفکر پایدار در معماری ، برخورداری از نگرش جامع وفرانگر و یکپارچه را نسبت به مسائل محیط ضروری می نماید واین جامعیت ویکپارچگی در عمل ، یعنی در نحوه تصمیم سازی های فرایند معماری نیز می بایست لحاظ شود. از این رو بررسی پاسخ در سه قسمت انجام می گیرد:
الف) مفهوم طراحی پایدار
ب) اصول طراحی پایدار
در این قسمت با استناد به مجموعه مفاهیم ، موضوعات وملاحظات مورد بررسی در بخش قبل ، مجموعه ای از اصول در راستای تحقق طراحی پایدار ، ارائه می گردد. این اصول در حقیقت شالوده اهداف وراهبردهای اصلی وبه تبع آن ، تعیین کننده رویکردهایی هستند که درراستای نیل به پایداری طرح دنبال می شود.
ج) مولفه های پایدار طرح
به دلیل تنوع وپیچیدگی مسائل پیش رو در طراحی پایدار، دراین قسمت با هدف نیل به نگرش یکپارچه در برخورد با مسائل محیطی طرح ، مجموعه مولفه های دخیل در پایداری طرح به کمک نگرش سیستمی تعیین می گردد. به کمک این مولفه ها تعریف اهداف پایداری طرح معماری وجهت گیری های اصلی در راستای نیل بدان اهداف ، میسر می شود.
3-1-1-1 مفهوم طراحی پایدار
ساختمان های سازگار با محیط زیست ، محیط های سالم وقابل سکونت رابرای ساکنان خود فراهم می آورند
در نگرش بروتلند، برضرورت پیگیری رویکرد جدید ومبتنی بر تفکر پایداری ، در حوزه های مختلف طراحی ( شامل طراحی محصولات صنعتی ، سیستم های خدماتی ومحیط زیست ) اشاره شده است. براین اساس بر کارایی فرایند ومحصول طراحی از منظر زیست محیطی واقتصادی تاکید نموده ، حساسیت نسبت به جنبه های مختلف مسائل محیط را در طراحی ناگزیر می داند.(گودرزی،1390 ، 11)
سند بین المللی دستور کار 21 در ساخت وساز پایدار نیز با تاکید برسهم صنعت ساختمان در مصرف انرژی ، تولید ناخالص ملی ، اشتغال زایی ، ایجاد پسماند وتولید آلودگی ، بر ضرورت توجه به پیامدهای ناشی از طراحی وساخت محیط انسانی تاکید می نماید ودر راستای نیل به محیط پایدار طبیعی انسان تغییر در شیوه های کنونی طراحی ، ساخت ، بهره برداری و مدیریت فضاهای انسانی را ضروری وگریز ناپذیر می داند.
همچنان که گفته شد ، از اواخر قرن بیستم ، مجموعه ای از رویکردهای حساس به محیط دنبال شده است که عمده ترین آنها عبارتند از طراحی انرژی کارا، طراحی خورشیدی ، طراحی سبز ، طراحی محیطی ، طراحی بوم سازگار وطراحی پایدار تمام این رویکردها از یک هسته مشترک برخوردارند توجه به پیامدهای زیست محیطی ناشی از تصمیمات طراحی وتلاش در جهت نیل به کمینه کردن اثرات سوء ناشی از طرح(محصول طراحی).
آنچه که طراحی پایدار را در مرتبه بالاتری از دیگر رویکردهای طراحی قرار می دهد، آن است که در آن همواره یک پرسش اساسی مطرح می شود، این که آیا ماحصل طراحی حقیقتا از منظر اخلاق پایداری موجه وقابل قبول است؟ لازمه پاسخ به این پرسش آن است که عناصر دیگری در تصمیم سازی های فرایند طراحی دخیل باشند: الگوهای اجتماعی – فرهنگی ، بستر طرح ، مسائل ونیازهای اصلی جامعه زیستی ، نیازهای آینده واصول اخلاق پایداری.
براین اساس رویکرد طراحی محیطی پایدار به عنوان دیدگاه طراحانه جامع وفراشمول نسبت به مسائل محیط مطرح می شود که در آن هدف طراحصرفا حل مسائل معماری نیست بلکه در سطحی بالاتر در حدود پاسخگویی به مسائل اجتماعی – فرهنگی وبوم شناختی بستر طرح می باشد. تنها بدین طریق طراح می تواند حقیقتا مدعی باشد که بر مبنای یک برنامه وفرایند پایدار برای حال وآینده کارکرده است.(گودرزی، 1390ص12)

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری تعریف دوستدار کودک و شاخص های شهر دوستدار کودک

مبانی نظری تعریف دوستدار کودک و شاخص های شهر دوستدار کودک

دسته بندی فنی و مهندسی
فرمت فایل docx
حجم فایل 186 کیلو بایت
تعداد صفحات 117
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل

مبانی نظری
بخش اول: تعریف دوستدار کودک 44
3-1-مقدمه 44
3-2-تعریف کودک 45
3-3-ویژگی های كودك 46
3-4-کودک و نیازهای اجتماعی 47
3-5-کودک و زندگی جمعی در شهر 49
3-6-کودک و حقوق شهروندی 59
3-7-کودک و شهرسازی 59
3-8-یونیسف 62
3-8-1-پیمان نامه حقوق کودک 63
3-8-1-1-چگونگی ایجاد پیمان نامه 63
3-8-1-2-چیستی پیمان نامه 64
3-8-1-3-ضرورت تدوین پیمان نامه 65
3-8-1-4-مفاد پیمان نامه حقوق کودک 65
3-9-شهر دوستدار کودک 72
3-9-1-گرایش ها و الزامات شکل گیری شهر دوستدار کودک 72
3-9-2-پیش زمینه های تئوریک و جریان تاریخی شکل گیری شهرهای دوستدار کودک 73
3-9-3-اساس نامه شهرهای دوستدار کودک 74
3-9-4-تعریف شهر دوستدار کودک 75
3-9-5-دلایل ایجاد شهرهای دوستدار کودک 77
3-9-6-شهر دوستدار کودک، ابعاد و مفاهیم 78
3-9-7-الگوریتم اجرا و تحقق پذیری شهر دوستدار کودک 79
3-9-8-نقش یونیسف در اجرای شهرهای دوستدار کودک 80
3-9-9-شروط لازم برای تحقق پذیری شهر دوستدار کودک 80
3-9-9-1-مشارکت کودکان 81
3-9-9-2-چارچوب حمایتی 81
3-9-9-3- راهبرد توسعه بر مبنای پیمان حقوق کودکان 82
3-9-10- شبکه شهرهای دوستدار کودک اروپا 82
3-9-11-چگونگی تاثیر محیط¬های دوستدار کودک بر بهبود سلامت کودکان 84
3-9-11-1- فعالیت 84
3-9-11-2- ایمنی و امنیت 85
3-9-11-3-احساس مثبت از خود 85
3-9-12-تاریخچه 85
3-9-12-1-جهان 86
3-9-12-1-1-شرایط کودکان در جهان 86
3-9-12-1-2-حقوق کودک در جهان 86
3-9-12-1-3-حقوق بشر و کودکان 87
3-9-12-1-4-ابتکار عمل¬های بین¬المللی مرتبط با کودکان 87
3-9-12-1-5-سیر تحولی شکل گیری ایده شهر دوستدار کودک 88
3-9-12-2-ایران 89
3-9-12-2-1-روند رشد طرح شهر دوستدار کودک در ایران 89
3-9-12-2-2-مصوبه شورای اسلامی شهرتهران 90
3-9-12-2-3-اولین توجه جدی وعملی به بحث دوستدار کودک در ایران 93
3-9-12-2-4-انجمن های دوستدار کودک در ایران 94
3-9-12-2-5-شبکه ی دوستداران کودک در ایران 96
3-9-12-2-6-1-متن نظام نامه ی شبکه دوستداران کودک در ایران 96
3-9-12-2-6-2-اهداف شبکه دوستدار کودک 100
3-9-12-2-6-3-چالش‌های شبکه دوستدار کودک 101
3-9-12-3-جامعه دوستدار كودك چیست؟ 101
3-9-12-4-ضوابط انتخاب جامعه دوستدار كودك 102
3-9-12-4-1-روش اجرا 102
3-9-12-4-2-فرآیند برنامه‌ریزی و اجرا 103
3-9-12-4-3- مدیریت پروژه 104
3-9-12-4-4- نتایج قابل حصول 105
3-9-12-5-شیراز و دوستدار کودک 105

بخش دوم: شاخص های شهر دوستدار کودک
3-10-مهمترین اهداف شهر دوستدار کودک 107
3-11-ویژگی های شهر دوستدار کودک 107
3-11-1-ویژگی های شهر دوستدار کودک از دید برنامه ریزی شهری 108
3-12-شاخص ها و معیارهای شهر دوستدار کودک در منابع علمی و پروژه های مختلف 110
3-13-ویژگی شاخص ها براساس چارچوب اسمارت smart 111
3-14-معیارهای شهر دوستدار کودک از دیدگاه دریسکل 111
3-15-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس گزارش the ask the children 113
3-16-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس تحقیق چاولا و بارتلت 115
3-17-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس یک پژوهش دقیقترتوسط بارتلت 117
3-18-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس مطالعات انجمن جلوگیری از سوءاستفاده
از کودکان 119
3-19-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس پژوهش انجمن ARACY 119
3-20-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس شاخص های موسسه SCY 121
3-21-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس تحقیقات انجمن وابسته به یونیسف
در فرانسه و انجمن ملی شهرداری های فرانسه 121
3-22-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس تحقیقات لیزا هارلی 122
3-23-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس پروژه تحقیقاتی افریقای جنوبی 123
3-24-معیارهای شهر دوستدار کودک بر اساس مطالعه مقایسه ای تطبیقی از دو محله 123
3-25-چارچوب به دست آمده از پایان نامه طراحی شهری به منظور ایجاد محیط شهری
دوستدار کودک 128
3-26-چارچوب به دست آمده از پایان نامه تحلیل و برنامه ریزی شهر دوستدار کودک 131
3-27-ویژگی های شهر دوستدار کودک از منظر معماری و شهرسازی 134
3-27-1-آسایش، ایمنی و امنیت 134
3-27-2-پیوند با طبیعت 135
3-27-3-جذابیت و تازگی 136
3-27-4-خوانایی 136
3-27-5-دسترسی به امکانات 137
3-27-6-وجود مؤسسات و فضاهای مرتبط با کودک 137
3-27-7-توجه به کودکان معلول 138
3-28-جمع بندی 139

بخش اول: تعریف دوستدار کودک

3-1-مقدمه

کیفیت های زندگی و توجه به ابعاد غیر مادی، برای انسان هایی با توانایی های مختلف، جذابیت های طراحی و برنامه ریزی عرصه های مکانی را شکل داد. این تغییر نگرش به شهر و شهرسازی با تفکر جامعه ی فراگیر به معنای توجه به تمام افراد جامعه از هر گروه سنی و جنسی و با هر سطح توانایی، باعث عینیت بخشی به شهرسازی فراگیر با شعار “شهر، عرصه ای برای زندگی همه ی افراد جامعه” شد. از جمله موضوعاتی که به دنبال این نگرش به وجود آمد، توجه به گروه های خاصی از اجتماع بود که به واسطه ی تبعیض های گوناگون اجتماعی، اقتصادی، سنی، جنسی و یا کالبدی که توسط بزرگسالان توانا و معیارهای پیشین بنا شده بود و به واسطه ی آن، بخش هایی از اجتماع همچون زنان، سالمندان و کودکان که خطری برای نظم تحمیلی و پیش ساخته ی شهرها شناخته می شدند را مدنظر قرار می داد. در پی این جریان بود که شکل گیری تفکراتی چون شهر زنان، شهر مناسب سالمندان، شهر مناسب معلولان و شهر دوستدار کودک و … شکل گرفت (رفیعیان، 1390).
در سایه ی توجه خاص به کودک به عنوان” کودک امروز، شهروند فعال فردا” تئوری شهر دوستدار کودک و یا شهر سازگار با کودک مطرح شد، تئوری که ابتدا برای حمایت کودکان پا به عرصه گذارد اما در روند تکامل خود تمام افراد جامعه را در بر می گرفت و متاثر می ساخت. رساله ی حاضر در پی شناساندن مفهومی به نام “شهر دوستدار کودک” است و بدین منظور ابتدا به معرفی، بیان تاریخچه و روند شکل گیری و تکامل و گرایشات و الزامات این مفهوم پرداخته و در ادامه ویژگی ها و شاخص های آن را مورد بررسی قرار می دهد و در انتها به یک سری راهکارهای پیشنهادی برای طراحی فضاهای معماری دوستدار کودک می پردازد تا در چارچوب ضوابط مناسب، به طراحی مرکز دوستدار کودک شیراز دست یابد.

3-2-تعریف کودک

یکی از مواردی که می¬تواند به توجیه اصول، تحلیل موضوع و ارائه راهکارهای پیشنهادی بیانجامد، آن است که به تعریف کودک پرداخته شود، تا ادامه مطالعات را از وضوح بیشتری برخوردار سازد. طبق تعریف فرهنگ فارسی معین، کودک به معنای کوچک، صغیر و فرزندی که به حد بلوغ نرسیده (پسر یا دختر) یا طفل آورده شده باشد (معین،1362، 3117). طبق تعاریف حقوقی جمهوری اسلامی ایران، کودک به فردی اطلاق می¬شود که به سن بلوغ نرسیده باشد. قانون مدنی در تبصره یک ماده 1210 مصوبه 1360 مجلس شورای اسلامی، سن بلوغ را برای پسران پانزده سال و برای دختران نه سال قمری ذکر کرده است (منصور،1377: 312).
کنوانسیون حقوق کودک که مفاد آن در سال 1368 (1989) به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسیده و مجلس شورای اسلامی ایران نیز در سال 1372 آن را پذیرفته است، در ماده یک خود اشاره به آن دارد که کودک کسی است که دارای سنی کمتر از 18 سال باشد، مگر آنکه طبق قانون اجرا در مورد کودک، سن بلوغ کمتر تشخیص داده شود (یونیسف،1376: 3).
از جانب دیگر، معنای کودک در قوانین داخلی کشور با یکدیگر فرق می¬کند، به عنوان مثال طبق تبصره 1 از قانون مجازات اسلامی طفل کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد. ماده 79 قانون کار نیز به کار گماشتن افراد کمتر از 15 سال تمام را ممنوع می¬داند و ماده 36 قانون انتخابات ریاست جمهوری و ماده 29 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی، شرایط انتخاب کنندگان را داشتن حداقل سن 16 سال و ماده 18 قانون گذرنامه واجدین شرایط صدور گذرنامه را داشتن سن 18 سال تمام ذکر می-کنند (عبادی، 1376: 6-4). از نظر مرکز آمار ایران کودک به کسی گفته می¬شود که اجازه فعالیت شغلی نداشته باشد که در این تعریف سن کودک حداکثر 15 سال تمام شمسی است (شیعه 1385: 14). در آخر، طبق تعاریف کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران، مقصود از کودک افراد کمتر از 15 سال تمام است و منظور از نوجوان افراد بین 15 تا 18 سال است (عمادی، 1390).
لازم به ذکر است که به دلیل گستردگی مطالعات مربوط به گروه های سنی مختلف، ملاک سنجش ما در این تحقیق کودکان 2 تا 6 سال، به دلیل حساسیت این سن در شکل گیری شخصیت افراد، است.

3-3-ویژگی های كودك

با توجه به آنچه در مورد فرآیند رشد می آید كودكان در این مقطع سنی به طور خلاصه و با جمع تمام جنبه‌های رشد جسمی- حركتی، شناختی، عاطفی دارای ویژگیهای زیر می‌باشند:
• تمایل به خود محوری و خودمركزی دارند و اساساً هر چیز از دیدگاه و دریچه چشم خود می‌بینند.
• تمایل به یادگیری از طریق اشیای واقعی و عینی و تجربه‌های دست اول دارند، زیرا توانایی تفكر انتزاعی و استدلال هنوز در آنان رشد نیافته است. بنابراین از طریق بازی و فعالیت به نحوه بهتری یاد می‌گیرند.
• تأمل كوتاهی می‌كنند، یعنی توانائی برای تمركز كردن و توجه به فعالیتها را برای مدت طولانی ندارند. مدت زمان توجه آنان حدوداً 7 تا 15 دقیقه در هر دوره زمانی است كه این زمان برای فعالیتهای جسمانی و ذهنی مانند قصه گویی، ساختمان سازی، بازی با شن و مواردی از این قبیل متناسب است.
• برای یادگیری، كنجكاو، خودجوش و مشتاق هستند و به امور تازه با علاقه پاسخ می‌دهند. هنوز به فعالیتهای گروهی عادت ندارند بنابراین از فعالیتهای گروهی كوچك بهره بیشتری می‌برند.
• نمی‌توانند به مدت طولانی ساكت و آرام بنشینند، زیرا نیازی درونی برای تحرك و فعالیت جسمی در این سنین وجود دارد.
• از تكرار، به ویژه قصه و داستان و اشعار لذت می‌برند.
• به طور طبیعی و با طیب خاطر به موسیقی و اشعار دارای وزن و قافیه پاسخ می‌دهند.
البته گرچه ویژگی های مشتركی در هر گروه سنی وجود دارد، تفاوتهای فردی در كودكان هم از نظر میزان رشد و هم قابلیت‌ها و توانایی‌هایشان وجود دارد. كودكان 6-3 ساله نیز از بسیاری جهات با یكدیگر تفاوت دارند (عمادی، 1390).

3-4-کودک و نیازهای اجتماعی

اگر چه شرایط خلقتی انسان، به مانند یک بوم ساخت شرایط زیست او را از نظر طبیعی فراهم ساخته است، ولی دو وجه که لازمه استمرار حیات او بر سطح زمین است، امکان ادامه زیست را برای انسان توجیه می کند. این دو وجه، یکی نیاز طبیعی انسان است و دیگری نیازی است که از نظر اجتماعی بر او مرتبط است. همانطور که از نظر طبیعی و علم رغم فراهم بودن شرایط آن در وجود انسان، نیاز به نفس کشیدن، خوابیدن و غذا خوردن از لازمه های گردش کار حیات طبیعی او محسوب می شود. بنابراین باید هوایی برای تنفس، جای راحت برای خوابیدن و غذای سالمی برای خوردن او فراهم باشد. به همان نسبت نیز انسان به منظور تأمین نیازهای اجتماعی اش لازمه هایی دارد. شرایط طبیعی به مثابه پرنده ای است که همه گونه امکانی برای آن از نظر خلقتی فراهم شده و نیاز اجتماعی لازمه پرواز این پرنده و حد و مرز پرش و چگونه پریدن او را مهیا می سازد.
نیازهای اساسی کودک، قابل دسترسی و حصول است. فقط این نکته قابل اهمیت است که شرایط مناسب رشد کودک، همواره به صورت کامل و یک جا فراهم نیست. از یک بشر با دست درازی در طبیعت و با مصرف هزینه های فراوان به تولد آزمایشگاهی انسان پرداخته از سوی دیگر شرایط لازم زندگی کودکان را در نقاط مختلف جهان با تفاوت های بسیاری همراه ساخته است. صرف نظر از نیازهای اجتماعی انسان که کودک نیز جزیی از آن است، مهمترین نیاز کودک به قرار زیر است :
– مراقب جسمی که نیازمند خانه یا پناهگاه مناسب، غذا، استراحت و بهداشت است.
– حمایت که شامل امنیت و حمایت در برابر سوء استفاده ها و آسیبهای جسمی است.
– امنیت، مراقبت، حمایت و نظارت بر شرایط او که باید با رفتار اجتماعی قابل قبول و در موقعیتی منسجم وجود داشته باشد.
– عشق، محبت، عاطفه و احترام که کودک بتواند در هنگام بروز فشارها احساس راحتی کرده و با مهربانی نگهداری شود.
هنگامی که کودک در خانواده از نظر نیازهای فوق تأمین نباشد، این وظیفه ی مسئولان آموزشی و محلی است که در برابر این شرایط از کودکان حمایت کنند (شارپ و کاوی، 1379؛ 13-9 ).
میاپرینگل پیشنهاد می نماید که کودکان باید در برابر چهار نوع نیاز عاطفی اساسی و به منظور ورود به مرحله بزرگسالی تأمین باشند. این نیازهای عاطفی شامل محبت و امنیت، تجاربی که کودک یافته است ( تجارب جدید )، تعریف و تمجید و شناخت و بالاخره احساس مسئولیت می باشد (داگلاس، 1374؛ 22).

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل